ارسال شده توسط admin | در چشمانداز
شنبه 6 Sep 2008
رضا امیرخانی، نویسنده پرفروشترین رمان نمایشگاه کتاب:
زندهباد نویسندگی مستقل از نفت

علي حجواني: باید قبول کنیم که هیچوقت نویسندگی را به عنوان یک «شغل» تحویل نگرفتهایم. شاید بگوییم فلانی نویسنده است اما هنوز این سوال برایمان باقی است که چه «کار» میکند. این مشکل در بسیاری از نقاط دنیا مدتهاست حل شده و به خاطر پیشرفتهایی که در صنعت چاپ و نشر به وجود آمده، نویسندگی نیز مثل مهندسی و کارمندی و تجارت، شغلی است در کنار سایر شغلها. این هفته، به سراغ رضا امیرخانی رفتهایم. نویسندهای که رمانهایش پرفروشند و مخاطبان زیادی دارند. کتابهای او با نامهای «ارمیا»، «ناصر ارمنی»، «من او»، «از به»، «داستان سیستان» و «نشت نشا» منتشر شدهاند و به تازگی نیز رمان «بیوتن» او به بازار کتاب آمده است. امیرخانی مدتی رئیس هیئت مدیره انجمن قلم ایران بوده و به دلیل برخورد با مشکلات صنفی نویسندگان، تجربیات فراوانی درباره «شغل نویسندگی» در ایران دارد. بد نیست بدانید امیرخانی از آن دست نویسندگانی است که از مهندسی به ادبیات روی آورده. او به خاطر طراحی یک هواپیما، جایزه اول جشنواره خوارزمی را برده است و فارغالتحصیل رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف است. با او درباره «شغل نویسندگی» و ملزومات آن صحبت کردهایم. مشاهده ادامه مطلب »
ارسال شده توسط admin | در صفحه آخر
شنبه 6 Sep 2008
این اسامی را خوب به خاطر بسپارید، افرادی که به زودی گوی سبقت را از بیلگیتس و وارن بافت خواهند ربود. آنها با میانگین سنی 33/6سال بدون اتکا به جیب پدرانشان، آینده درخشانی را برای خود رقم خواهند زد. مایکل و خوچی بیرچ در لندن با هم آشنا شدند. مایکل وبسایت طراحی میکرد و هدایت بخش تجاریاش به عهده خوچی بود. آنها در سال 2005 سایت ببو را تاسیس کردند که جزو اولین فضاهای اینترنتی بود که امکان برقراری روابط اجتماعی را به کاربر میداد. این سایت امروز 20 میلیون عضو دارد. . AOL، 850 میلیون دلار در آن سرمایهگذاری کرد و 600 میلیون دلار به حساب بانکی مایکل و خوچی واریز شد. نفر بعد تایگر وودز گلفباز است که به پیشبینی مجله فوربس تا سال 2011 یک میلیاردر به تمام معنا خواهد شد. تایگر وودز علاوه بر بیهمتا بودن در گلف، شم تجاری خوبی هم دارد. امضای تایگر وودز بر اعتبار محصولات شرکتهای عظیمی مانند نایک افزوده و ثروت 750 میلیون دلاری را در سن 32 سالگی به او بخشیده است. مشاهده ادامه مطلب »
ارسال شده توسط admin | در صفحه آخر
شنبه 6 Sep 2008
گفتوگو با فریبا نادری بازیگر تلویزیون
کشاورزی را دوست دارم
فریبا نادری بازیگر تلویزیون، دوست دارد یک کشاورز باشد. همه رویای این دختر 25 ساله یک اسب برای سوارکاری و یک مزرعه چند هکتاری برای کشاورزی است. ظاهرا او هم مانند خیلیهای دیگر زندگی شهری و شلوغیها و دردسرهای محل زندگیاش در خیابان ونک را دوست ندارد و به دنبال جای امنی برای آسودن است. از او ميپرسم غیر از بازیگری چه کاری انجام میدهد. بعد از اینکه درباره علاقهاش به سوارکاری و برنامه منظم هفتهای 5 ساعت اسبسواریاش حرف میزند، درباره این سوالم میگوید: «فارغالتحصیل رشته گرافیک رایانهام و با اینکه گرافیک را دوست دارم و هنوز هم با علم روز پیش میروم اما در زمینه گرافیک کار نمیکنم و 5 سال است که مدیر بازرگانی «تام تصویر»م، شرکتی که عمده فعالیتش کار تبلیغاتی است». وقتی میپرسم پس چه شد که وارد عرصه بازیگری شدید میگوید: «خیلی اتفاقی. یک روز یکی از دوستانم را به دفتر مسعود رسام برای کار گریم میرساندم (که آرزوی سلامتی برای او دارم چون در حال حاضر بیمار است) که از من خواستند تست بازیگری بدهم. از قضا همان موقع هم آنها به دنبال یک بازیگر برای نقش فرشته در سریال «مروارید سرخ» بودند، تستم را قبول کردند و قرارداد بستم و به این ترتیب وارد عرصه جدیدی در زندگیام شدم. فکر میکنم حدود سال 82 بود. بعد از آن 3 سال کار نکردم و از سال 85 مجددا کار بازیگری را به صورت حرفهای از سر گرفتم و در سریالهای گل بارونزده و بزرگمرد کوچک و مادرانه که به مناسبت روز مادر از شبکه 2 سیما پخش شد بازی کردم و در سه سریال به نامهای قصههای من و پوتی، غیر محرمانه و یلدا که قرار است ماه مبارک رمضان امسال پخش شود هم بازی دارم. از او پرسیدم به کدامیک از شغلهایتان بیشتر علاقه دارید؟ میگوید: «سعی میکنم هر دو شغلم را به موازات هم پیش ببرم، اما بازیگری را خیلی بیشتر دوست دارم، چون هر چه بیشتر جلو میروم بیشتر یاد میگیرم و این برایم خیلی لذتبخش است.»
در مورد اولین شغلی هم که از آن کسب درآمد کرده نظر جالبی دارد: «فکر میکنم برای یک شرکت تبلیغاتی یک کارت ویزیت طراحی کردم که قیمت آن 8 هزار تومان بود ولی آنها به من 15 هزار تومان دستمزد دادند.»
حرفهایش که تمام میشود، قول میدهم که هفتهنامه را برایش بفرستم و او هم خداحافظی میکند تا برود و سری به کارخانه کیک و کلوچهسازی پدرش بزند.
ارسال شده توسط admin | در صفحه آخر
شنبه 6 Sep 2008
نکتههایی درباره کار
حد و مرز رفاقت با همکاران کجاست؟
حسین فرشیدفر: تعداد آدمهایی که هر روز وقتی از سر کارشان برمیگردند احساس میکنند در محیط کارشان به آنها توهین شده، تقریبا به اندازه همه آدمهایی است که سر کار میروند. یعنی این اتفاق کم و بیش برای همه ما رخ میدهد. اما چرا؟ دلیل این اتفاقها و این حسها چیست؟ احتمالا بخشی از آنها به این دلیل اتفاق میافتند که همکاران ما ادب کاری ندارند یا خیلی چیزهای ساده را مراعات نمیکنند یا غرض ورزند و یا با ما خصومت دارند. اما آیا همه دلایل منحصر به همینها میشود؟ بخش عمدهای از اتفاقات توهینآمیز، صرفا به این دلیل رخ میدهند که ما در روابطمان هیچ حد و مرزی قائل نیستیم. امروز به محل کار جدیدمان میرویم، عصر با یک نفرشان به کافیشاپ میرویم، فردا یکی دیگر را به منزلمان دعوت میکنیم و پسفردا رازآلودترین درددلهای شخصیمان را برای یکی دیگر تعریف میکنیم. همه این اتفاقها میافتند بیآنکه اصلا بدانیم آنها کیستند، چه علایق و سلایقی دارند، چقدر قابل اعتمادند و چقدر همانیاند که ما فکر میکنیم. نتیجه این همه «محبت» یا سرخوردگی و احساس توهین است و یا رسیدن به این نتیجه که ای کاش از اول اعتماد نمیکردم.
اما براستی چرا ما فکر میکنیم حتما باید با همکارانمان رفاقت شش دانگ داشته باشیم. چرا تا به حال به این موضوع فکر نکردهایم که اتفاقات ناگواری از این دست برای کسانی که با همکارانشان روابط حسابشده دارند کمتر میافتد. چرا توجه نمیکنیم که بیتدبیری روز نخست ما باعث شده تا امروز همکارمان به ما توهین کند؟ اگر از روز اول همه چیزمان را برایش رو نکرده بودیم، حرمت و احتراممان بیشتر سر جایش نبود؟ اتفاقا دوستیمان هم میتوانست به تدریج و نه با دوپینگ عمیق شود و به جای این همه ثمره ناگوار نتایج خوب به همراه داشته باشد. این طور نیست؟
روابط انسانی به مرور زمان شکل میگیرند و به همین دلیل نیازمند حسابگری و تدبیرند. اگر روز اول همه چیز را بیتدبیر برگزار کردهایم، قاعدتا امروز نباید دیگری را ملامت کنیم. از ماست که برماست.
ارسال شده توسط admin | در صفحه آخر
شنبه 6 Sep 2008
داستانک
آدمخوارهایی که مدیر میخورند
پنج آدمخوار به عنوان برنامهنويس در يك شرکت خدمات کامپيوتري استخدام شدند. موقع استخدام رئيس شرکت گفت: «همه شما جزو تيم مایيد. حقوق خوبي ميگيريد و ميتوانيد در غذاخوري شرکت، هر چقدر غذا خواستید بخوريد. پس فكر خوردن کارکنان شرکت را از سر بيرون کنيد». آدمخوارها قول دادند با کارکنان شرکت کاري نداشته باشند. چهار هفته بعد، رئيس رفت سراغشان و گفت: «يكي از نظافتچيهاي ما ناپديد شده. کسي ميداند چه اتفاقي برايش افتاده؟». گفتند: «نه». وقتی رئيس رفت، سردسته آدمخوارها پرسيد: «کدوم احمقی اون نظافت چي رو خورده؟». يكي با اکراه دستش را بالا آورد. سردسته گفت: «مردک، توی اين چهار هفته ما مديران، مسئولان و مديران پروژهها را خورديم و هيچ کس نفهميد. تو با خوردن اون نظافتچی گندزدی به همه چی. از اين به بعد، هیچکس حق ندارد کارمندانی که کار ميکنند را بخورد».
ارسال شده توسط admin | در کافه کانون
شنبه 6 Sep 2008
دانشگاهآزادیها
درخشش در افقهای دور
«شبهای روشن» از فیلمهایی است که نام او را میان سینمادوستان به چهرهای محبوب تبدیل کرد. او در این فیلم، بازی بسیار خوبی از خود نشان داد و همه منتقدان و صاحبنظران به اتفاق، بازیاش را جز بهترین بازیهای سال انتخاب کردند. آخرین نقش او در تلویزیون، «هستی» در سریال میوه ممنوعه است که بیشتر در یاد مخاطبان مانده.
هانیه توسلی، فارغالتحصیل کارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز است. اولین بازیاش، دختر شاعرپیشه مجموعه تلویزیونی «غریبه» بود که البته خودش آن را نقش ضعیفی میداند. بعد از آن فریدون جیرانی، توسلی را برای فیلم «شام آخر» برگزید؛ زمانی که کسی او را نمیشناخت و همه مبهوت این انتخاب شده بودند، او ثابت کرد یک بازیگر آماتور نیست و از عهده نقشاش خوب برمیآید.
قدرت بیان و اعتماد به نفس بالایش او را در کنار بازیگران مطرح آن زمان قرار داد. پس از آن فیلم «اثیری» را پشت سر گذاشت، نقش کوتاهی در «گاهی به آسمان نگاه کن» ایفا کرد و تواناییاش را در «شبهای روشن» به اثبات رساند. خودش تعلق خاطر زیادی به شبهای روشن دارد. بعد از آن شد یک دختر جنوبی در «جایی برای زندگی». در «کافه ستاره» خود را به عنوان یک بازیگر قدرتمند نشان داد و در «زمان میایستد» یک نقش سخت و تکنفره را ایفا کرد که مجموعهای از فعالیتهای بدنی و تکگوییهای بلند بود. او آیندهاش را روشن و درخشان میبیند و یکی از بزرگترین آروزهایش بازی در فیلمی به کارگردانی داریوش مهرجویی است.
ارسال شده توسط admin | در کافه کانون
شنبه 6 Sep 2008
کانون فارغالتحصیلان دانشگاه آزادی اسلامی واحد آذربایجان غربی
احیای هویت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی
کانون فارغالتحصیلان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آذربایجان غربی کانونی است سیاسی، با خط مشی اعتدال و میانهرویی که دوست دارد نقش سیاسی فعالی در عرصههای مختلف کشور به ویژه در استان آذربایجان غربی ایفا کند. این کانون سعی دارد نقش مهمی در حوزههای کاربردی برای مردم کشور و استان در عرصه اقتصاد- اشتغالزایی و کارآفرینی- فرهنگ و هنر، موضوعات خاص دانشجویان، احیای هویت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بانوان و نگاه موشکافانه به مشکلات حقوقی مردم داشته باشد. تلاش در جهت انسجام و تشکیل نیروهای کارآمد استان برای بهرهبرداری از دانش و تخصص آنها، تلاش برای شناسایی، پرورش و معرفی افراد بر اساس شایستگی، تعهد و تخصص برای ارائه خدمات صادقانه به جامعه و ارائه پیشنهادات لازم برای بهبود و اصلاح فعالیتهای اداری، علمی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دانشجویان از جمله اهداف این کانون است. انجام خدمات مشاورتی و معاضدتی در مناطق شهری و روستایی و انتشار هفتهنامه به منظور ارتقای سطح آگاهی جامعه از جمله کارهای انجامشده در این کانون است.
برای ارتباط با مدیریت این کانون میتوانید نامههای خود را به آدرس mohagherzadeh@yahoo.com ارسال کنید.
ارسال شده توسط admin | در کافه کانون
شنبه 6 Sep 2008
کانون فارغالتحصیلان دانشکده IIT
كانون فارغ التحصيلان: يك بنگاه كامل كاريابي
دانشکده مهندسی برق دانشگاه IIT هندوستان از سال تاسیس تا به حال دانشمندان، محققان و متخصصان زیادی را تربیت کرده و نقش اساسی در پیشبرد علمی هند و آسیا به عهده داشته است. در این دانشکده 3 طرح کارشناسی و 9 طرح کارشناسی ارشد برای برآورده کردن نیازهای علمی و تحقیقاتی امروز هند در تمام شاخههای مهندسی برق از جمله مدارهای یکپارچه، مخابرات، فنآوری رایانه و اتوماسیون سیستمهای نیرو در حال اجرا است و دانشجویان هندی و خارجی زیادی در این رشتهها به تحصیل و تحقیق مشغولند. تسهیلات زیرساختی و آزمایشگاهی این دانشکده که مرتبا بروز میشوند، فرصتهای مناسبی را برای دانشجویان و محققان فراهم میآورد. تعامل سازنده بین استاد و دانشجو مسیر را برای خلاقیت و یادگیری دانشجویان هموار میسازد. ویژگی اصلی تدریس در این دانشکده علاوه بر استفاده از اساتید هندی، بهره بردن از اساتید بینالمللی است. مقالات و تحقیقات دانشجویان این دانشگاه در اکثر نشریههای علمی بینالمللی مانند IEEE به چاپ میرسند. مشاهده ادامه مطلب »
ارسال شده توسط admin | در درس و مشق
شنبه 6 Sep 2008
کالجهای فرنگستان
كالج سلطنتي استكهلم
كالج سلطنتي موسيقي استكهلم (KMH) با فراهم آوردن محيط مناسب برای يادگيري و پرورش استعدادها و خلاقيتهای هنرجویان، هر ساله موسیقیدانهای قابلی را تربیت میکند. این کالج محل مناسبی برای بالیدن استعداد و توانایی هنرجویان و کاوش در عرصههای پهناور هنر موسیقی است. رشتههای مختلفی از جمله موسیقی کلاسیک، موسیقی فولکلور اسکاندیناوی، موسیقی فرهنگهای دیگر، جاز، بداههنوازی، آهنگسازی، رهبری ارکستر و فنآوری رسانه و اشکال متنوع تحصیل موسیقی در کالج سلطنتی موسیقی استکهلم ارایه میشود. مشاهده ادامه مطلب »
ارسال شده توسط admin | در درس و مشق
شنبه 6 Sep 2008
دانشگاه ماکسیمیلیان مونیخ، یکی از بهترینها در اروپا
500 سال فعالیت، یک دنیا تجربه
دانشگاه لودویک ماکسیمیلیان مونیخ که در قلب این شهر واقع شده یکی از بهترین مراکز پژوهشی اروپا با سابقه تاسیس 500 ساله است. وقتی که لودویک، یکی از اشرافزادگان باواریا-لندشات، این دانشگاه را پس از کسب امتیاز توسط پاپ در سال 1472 تاسیس کرد، هرگز تصور نمیکرد این مرکز آموزشی 500 سال بعد تبدیل به یکی از قطبهای اصلی آموزش آلمان و اروپا شود.
این دانشگاه کار خود را با 4 دانشكده آغاز كرد و شاهد شكفتن علوم انساني آلمان بود و نقش عمدهای در پاد جنبش کاتولیکی ایفا کرد. انتقال دانشگاه به لندشات، باعث درگیر شدن دانشکدهها با جنبش روشنفکری اروپا شد. در سال 1826 با انتقال دانشگاه به مونیخ، قلب پایتخت سلطنتی، ایجاد دانشکدههای جدید و پیشرفت ناگهانی و چشمگیر علوم مختلف ممکن شد. در سال 1840 دانشگاه در ساختمان فعلیاش مستقر شد و پس از 2 بار تغییر نام، امروز به نام دانشگاه LMU مونیخ شناخته میشود. مشاهده ادامه مطلب »