کارگردانی فقط گفتن «اکشن» نیست
ارسال شده توسط admin | در چشمانداز یکشنبه 18 Oct 2009مانا لقمانی: در سالهاى اخير برخى صداهاى قدرتمند دنياى سينما از ايران برآمده است. در این میان، بسیاری از اينها، صداى زنان سينماگر ايران بوده است؛ اگرچه ممکن است در بعضى جاها، بویژه غرب، تصور شود اين شعاعهاى نور در شرايط سخت به وجود آمده است. اينکه اين شرايط سخت در حدی وسيع وجود دارد، امرى است واقعى که تنها راه بىنظير برای بيان داستان است که اتفاقا قوت و استحکام فيلمهاى ايرانى را سبب شده است؛ «اين قدرت در فيلمهايى که زنان سينماگر ايران ساختهاند بسيار قابل درک است».
پوران درخشنده یکی از کارگردانان برجسته سینمای کشورمان متولد 1328 در کرمانشاه، دارای فوقدیپلم رشته کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینماست. درخشنده با ساختن فیلمهای مستند در تلویزیون مرکز کرمانشاه (1352) و تهران (1354) فعالیت هنری خود را آغاز کرد. او با ساختههایش جوایز بیشماری در جشنوارههای داخلی و خارجی کسب کرد. از آثار شاخص او میتوان به فیلمهای رابطه (1365)، پرنده کوچک خوشبختی (1366)، عبور از غبار (1368)، زمان از دست رفته (1368)، عشق بدون مرز (1377)، شمعی در باد (1382)، رویای خیس (1384)، بچههای ابدی (1385) و حرفهایها (1387)، اشاره کرد.
در تمامی آثار پوران درخشنده، دغدغه کودکان، نوجوانان، جوانان و معضلات اجتماعی وجود دارد. وی به تازگی مشغول فعالیت برای ساخت تازهترین اثرش «هیس، دختران فریاد نمیزنند» است.
با پوران درخشنده به گفتوگو نشستیم و از دغدغههای کارگردانان زن در ایران سخن گفتیم. خالق پرنده کوچک خوشبختی، حرفهای بسیاری برای گفتن داشت.
با توجه به اینکه در زمان تحصیل شما، حضور زنان نسبت به زمان حاضر در جامعه کمتر بود، چه شد به کارگردانی روی آوردید؟
من در زمان کنکور در رشته پزشکی هم پذیرفته شدم؛ در مدرسه عالی سینما و تلویزیون هم. در آن روزگار دختران خیلی در این سطح وارد رشتههای هنری نمیشدند. خانوادهام علاقه داشتند رشته پزشکی را ادامه دهم. به نظر آنها، پزشکی حرفهای ارزنده است. اما من فکر میکردم کارگردانی رشتهایست که میتواند نیاز روحی جامعه را برآورده کند. به هر حال رشته کارگردانی را دنبال کردم تا هم نیازهای روحی خودم را پاسخگو باشم و هم بتوانم با جامعه ارتباط نزدیکتری داشته باشم و گفتهها و عقایدم را منتقل کنم.
آیا تفکیک جنسیت در حرفه کارگردانی صحیح است؟
در سالهای گذشته کارگردانی، حرفهای کاملا مردانه بود و در زمان پیش از انقلاب، ما به آن صورت کارگردان زن نداشتیم. البته در زمینه تئاتر چند کارگردان زن از جمله خانم حامدی و پری صابری حضور داشتند و در سینما، خانم شهلا ریاحی فعالیت میکرد که فیلمهایش به آن شکل اکران نشدند. به هر حال، مردها در ابتدای کار مطرح بودند و پس از انقلاب، من به عنوان نخستین کارگردان زن کار را شروع کردم. به سبب اینکه از دانشکده صدا و سیما فارغالتحصیل شده بودم و در تلویزیون، کار مستندسازی میکردم، به خود جرئت دادم وارد سینما شوم؛ این کار بسیار حساب شده و دقیق صورت گرفت، میخواستم اگر یکی از آقایان از من مطلبی پرسید او را کاملا توجیه کنم. در کل، این فرصت را کارگردانان زن، خودشان برای خود ایجاد کردند و با تلاش فراوان، موانع را از سر راه برداشتند.
چرا كارگردان زن در سینمای ایران كم داریم؟ دلیلش دشواریهای کار است یا تمایل نداشتن؟
ممکن است تمایل هم داشته باشند، اما باید یادآوری کنم که کارگردانی بسیار حرفه دشواری است و گاهی یک کارگردان، باید مانند یک کارگر ساده در جریان تولید فیلم کار کند و همه کاری را انجام دهد. کارگردانان ما برخلاف کارگردانان سایر کشورها که روی یک صندلی مینشینند و تنها فرمان «اکشن» میدهند، باید به همه چیز، از جمله تکتک عوامل، آدمها و حوادثی که سر صحنه روی میدهند فکر کنند. بنابراین، نیاز به نوعی کارآموزی خاص احساس میشود که علاوه بر صحنه باید به پشت صحنه هم آگاه بود. یک کارگردان کمک میکند تا بازیگر، در لحظه همه نوآوری را از او فرا بگیرد. کارگردانان زن باید خیلی مقاوم و با پشتکار باشد تا بتواند کار را از اساس محکم پایهریزی کند و ادامه دهد.
بنابراین مشکلات کارگردانان زن برای حضور در عرصه سینما چیست؟
امروز دیگر مشکلات کارگردانان زن در ارتباط با برخورد عوامل تمام شده و بسیاری مایلند با کارگردان زن همکاری کنند. جالب است که بدانید در این زمینه با یکدیگر رقابت هم دارند و به باور من، چون کارگردانان زن ما هدفمند و با برنامه پیش رفتهاند، خوب هم پذیرفته شدهاند. بسیاری از فیلمهای این کارگردانان، بالاترین رکورد فروش را دارند. به هر حال با توجه به تعداد جمعیت زنان در جامعه امروز، ما نیاز داریم تا از آنان در حرفههای گوناگون بهره بگیریم. به هر حال، کارگردانان زن، مخاطب خود را دارند که آثار کارگردانان زن مورد علاقه خود را دنبال میکنند.
در کارگردانی ایرانی مشکلات کلی وجود دارد که خاص کارگردانان زن نیست و همه کارگردانان با آنها دست به گریبانند. در زمان تولید یک فیلم، زمان به موقع سر صحنه حاضر شدن عوامل و برنامهریزی چندان معنا ندارد. در واقع خود کارگردان اولین کسی است که سر صحنه حاضر میشود. سایر عوامل همیشه دلایل کلیشهای و نخنما شدهای برای دیر آمدن خود دارند؛ این امر برای عواملی که حضورشان خیلی جدی نیست نیز اتفاق میافتد، مانند عکاس که حتی با گفتن دروغ، سر صحنه حاضر نمیشود.
شهرت چه میزان باعث كم رنگ شدن حضورتان در اجتماع میشود؟
به هر حال کارگردانانی که با مردم ارتباط دارند و به نسبت شناختهشدهترند، در جامعه حضور دارند. خود من، چون به مردم بسیار علاقهمندم و به آنها اهمیت میدهم، برایشان وقت بسیاری میگذارم. هرگز به خاطر اینکه مردم وقتم را میگیرند، از آنان پنهان نمیشوم و درخواستهای هر چند پیش پاافتاده آنها را پاسخ میدهم. چون به هر حال ما برای مردم کار میکنیم و نظرات و انتقادات آنان برای ما، هم میتواند مهم باشد و هم سازنده. شهرت اگر در جهت غرور باشد، ارزشی ندارد؛ شهرت زمانی ارزش پیدا میکند که مردم از فرد به خوبی یاد کنند.
راز درخشندگی «پوران درخشنده» در سینمای ایران و جهان چیست؟
من فکر نمیکنم خیلی درخشنده باشم؛ اما به نظرم چون با هدف وارد سینما شدم و این هدف که چیزی جز رضایت و ارتباط خوب با مردم نیست، برایم مهم بود، ماندگار شدم. در ضمن، تلاش میکنم تا هر جا امکان دارد، این صدا را به گوش جهان برسانم. من در انجمن فیلمسازان زن امریکا عضوم و در جشنوارههای آنجا شرکت کردهام.
زمانی که وارد این حرفه شدید، خانواده تا چه اندازه مشوق یا مخالف شما بودند؟
خانواده من در ابتدا خیلی مخالفت میکردند؛ اما مادرم مشوق من بود و بعدها یکی از برادرانم بسیار به من کمک کرد. خیلی وقتها پذیرفتن مسائل جانبی در هر کار، مانند شب دیر آمدن به خانه بسیار دشوار است و برادرم در این زمینه کمک بسیاری به من میکرد. در کل، خانواده برای عبور از همه موانعی که بر سر راهم قرار داشت، کمک بسیاری کردند. خودم نیز تلاش خستگیناپذیری در این راه میکردم و هنگامی که خانواده این کوشش را میدیدند، نمیتوانستند با من مخالفت کنند و راه را برایم هموار میکردند.
برخی مشاغل به صورتیاند که فعالان آنها ناچارند اوقات کمتری را در خانواده باشند. تاکنون این مسئله برای شما مشکل ایجاد کرده است؟
از نظر من اگر زندگی خود را براساس تفاهم و عشق بنا کرده باشیم، بیتردید هر 2 نفر با شناخت از یکدیگر روبهرو خواهند بود. اگر زنی میبیند که همسرش در راهی که علاقه دارد، در حال پیشرفت است باید مسیر را برای وی هموار کند؛ این موضوع درباره مردان نیز صادق است. در غیر این صورت، بعدها همین مانع شدن و همکاری نکردن طرفین با هم، سبب ایجاد اختلافات بسیاری در زندگی خانوادگی میشود. به هر حال، اگر من در حرفه خود موفق بودهام، بخشی از این موفقیت را مدیون همکاریهای همسر و خانوادهام هستم.
تا چه اندازه فرزندان شما به این حرفه علاقه نشان میدهند و شما آنان را به ادامه راه خود تشویق میکنید؟
من اصولا در زندگی تلاش نمیکنم به کسی بگویم چه راهی را در پیش بگیرد و همواره بر این باورم که انسانها باید آزاد باشند تا راهشان را خود انتخاب کنند. در عین حال، این طور هم نیست از راهی که خودم طی کرده و موفق بودهام، برای کسی حرف نزنم. به نظر من پدر و مادر وظیفه دارند با توجه به شناخت و تجربه خود، همواره از فرزندانشان جلوتر باشند و آنان را به مسیر درست راهنمایی کنند.
شما به عنوان کارگردانی که در دل سینمای حرفهای ما قرار دارید و معمولا کمتر هم از بازیگران شناخته شده استفاده میکنید، تعریفتان از یک سوپر استار چیست؟
من چندان با سوپر استار موافق نیستم و فکر میکنم که ماندگاری انسان، در سوپر استار شدن نیست و یک بازیگر خوب ماندن از سوپر استار شدن بهتر است. چون سوپر استار در نهایت افول میکند و تا زمان محدودی میدرخشد. اما یک بازیگر توانا همیشه در عرصه هنر باقی میماند.
از نظر شما کارگردانی یک هنر است یا حرفهای پردرآمد؟
یک هنر؛ اما میتواند به حرفهای پردرآمد هم تبدیل شود و البته من هرگز به عنوان یک حرفه و منبع درآمد به آن نگاه نکردهام. من به کارگردانی به عنوان مسئلهای که در من ایجاد انگیزه و عشقی میکند، نگریستهام؛ سوژهای که امروز در ذهن من جرقه زده، مرا به سمت پژوهش و مطالعه میکشاند و در نهایت، به سمت یک خلاقیت.
بنابراین وضعیت معاش کارگردانان سینما را به نسبت بازیگران چگونه ارزیابی میکنید؟
گاهی کارگردان بین شش ماه تا یک سال یا حتی بیشتر روی یک پروژه کار میکند و شما کمتر میبینید یک کارگردان هر سال یک اثر ارائه دهد؛ اما یک بازیگر در سال ممکن است در چندین فیلم بازی کند. به علاوه گاهی دستمزد یک بازیگر بیشتر از دستمزد یک کارگردان است. بنابراین دغدغههای یک کارگردان بسیار بیشتر از آن است که بتوان آنها را در چند جمله خلاصه کرد. یک کارگردان برای تهیه فیلمش متحمل هزینه و دردسرهای بسیاری میشود و هرگز پولی از این راه به دست نمیآورد و اگر هم به دست آورد، باید آن را در راه حرفهاش خرج کند. البته وضعیت عدهای از کارگردانان که صرفا برای گیشه فیلم میسازند، کمی متفاوت است.
یکی از نگرانیهای شما در حرفهتان کمبود گاه و بیگاه مخاطب است. این مسئله چه لطمهای به شما و شغلتان میزند؟
این لطمه بیشتر در نبودن عدالتی است که درباره فیلمهای فرهنگی-هنری و فیلمهای گیشهای وجود دارد و اینکه فیلمهای گیشهای، خیلی زود فروش میروند. چون در آن، از سوپر استارها استفاده شده است؛ اما فیلم هنری بازیگر دارد که گاهی پرفروش هم نیستند. مردم شاید به خاطر بازیگرها به سینما نیایند؛ سینماداران هم به خاطر این بازیگرها، به سختی قرارداد میبندند.
آیا شما به دیدن فیلمهایتان میروید تا واکنش مخاطب را از نزدیک ببینید؟
من عادت دارم اگر 15 نمایش در جشنواره فجر داشته باشم، هر 15 بار را به دیدن فیلم میروم.

