حرفهای برخورد میکنم
ارسال شده توسط admin | در چشمانداز شنبه 10 Oct 2009ثمین نبیپور: سید محمود میران قهرمان ارزنده ملی و بینالمللی ایران در رشته جودوست. او متولد سال 1353 است و در میان ورزشکاران پرافتخار ایران قرار دارد. از 16 سالگی به مدت 18 سال عضو تیم ملی و 14 سال هم کاپیتان تیم ملی جودوی ایران بود. امروز هم با وجود اینکه در عرصههای مختلفی از جمله هنر فعالیت میکند، از ورزش دور نیست؛ اخیرا سرمربیگری تیم ملی بزرگسالان جودو را پذیرفته تا داشتههای چندین سالهاش را در اختیار جوانان بگذارد. میران البته دستی هم بر آتش کشتی آزاد و پهلوانی داشته و چون حد فاصل سالهای 1373 تا 1376 در دسته سنگینوزن قهرمان شده، در ردیف پهلوانان سه ساله ایران قرار دارد و نامش کنار جهان پهلوان تختی، عباس زندی، مرحوم وفادار و علیرضا سلیمانی ثبت شده است. کمتر ورزشکاری پیدا میشود که علاوه بر ورزش حرفهای، در رشتههایی چنین متنوع فعالیت کند و موفق باشد. با او درباره مربیگری، نقش مدیریت در ورزش قهرمانی، تجربیاتش از سالهای لژیونری و کارهای هنریش گفتوگو کردیم.
چه شد که بعد از چند سال حضور درخشان در ورزش قهرمانی و کسب بیش از 40 مدال در مسابقات آسیایی و جهانی مختلف، سراغ مربیگری رفتید؟
من 18 سال عضو تیم ملی جودو بودم و تمام این سالها، سعی کردم وظیفهای که به عهدهام گذاشته شده را به بهترین نحو انجام دهم. بعد از این سالها به این نتیجه رسیدم که وقت آن فرا رسیده تا تجربیاتم را به نسلهای بعد منتقل کنم. به همین دلیل وقتی پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی به من شد، آن را پذیرفتم. چون وظیفه خودم میدانستم داشتههایم را در اختیار قهرمانان آینده جودو بگذارم.
یعنی از اول میدانستید که بعد از سپری شدن سالهای حضور در ورزش قهرمانی، سراغ مربیگری خواهید رفت؟
با وجود اینکه مربیگری، حرفه و وظیفهایست بسیار دشوار، من معتقدم در حال حاضر وظیفه دارم به ورزشکاران جوان و خوشآتیهای که در رشته جودو فعالیت میکنند، آموزش بدهم.
قبول مسئولیت مربیگری تیم ملی جودو از جانب شما، حواشی بسیاری داشت. بعضی معتقد بودند با توجه به رابطه دوستانه شما و آقای میراسماعیلی، مربی پیشین تیم ملی، احتمالا شما این مسئولیت را نمیپذیرید.
به هر حال، حرفهای برخورد کردن با مسائل یکی از ویژگیهای اصلی شخصیتم است. من همیشه، از همان سالهای اول حضورم در عرصه ورزش قهرمانی، مسائل را از هم جدا کردم و با دید حرفهای به آنها نگریستهام. این اخلاق هم مربوط به سالهای اخیر نمیشود؛ اصل کارهای من بر حرفهایگریست. از اول زندگیام، دلمشغولیهایم با بقیه فرق میکرد. وقتی سرمربیگری تیم ملی به من پیشنهاد شد، با توجه به همان احساس مسئولیتم آن را پذیرفتم و امیدوارم نتیجهاش هم مثبت باشد.
آقای میران، شما تنها لژیونر ورزش جودو در ایرانید. از این چهار سال حضور در باشگاه المپیک نوتردام هلند و باشگاه شهرداری استانبول در ترکیه چه چیزهایی با خود آوردهاید؟
این چهار سال، تاثیر بسیاری بر اندیشهها و روشهای من در مقام بازیکن و بعدها در مقام مربیگری داشت. هلندیها ورزش را بسیار جدی میگیرند و به آن با دید حرفهای مینگرند. سیستم ورزشی در هلند بسیار قوی است و همین سیستم است که به پرورش ورزشکاران حرفهای و قدر کمک میکند.
از نظر مدیریتی چطور؟ آیا تفاوتی میان مدیریت ورزش حرفهای در ایران با هلند و دیگر کشورها وجود دارد؟
قطعا همین طور است. یکی از نکاتی که در هلند بسیار نمایان بود، انتقال تجربه از مربی به ورزشکار بود، به طوری که این کار خیلی راحت انجام میشد. همه سعی میکردند دانش و تجربه را از مربی بیاموزند و آن را در ورزششان به کار گیرند. در ایران اما، اینطور نیست. بعضی وقتها حاشیه ورزشکار از خود ورزش بیشتر میشود. یک سری افراد هستند که دائم سنگاندازی میکنند و باعث پیچیده شدن روند آموزش، فراگیری و کسب تجربه میشوند. به نظر من مدیریت کلان ورزش ما باید با این معضل مبارزه کند تا ورزشکاران بتوانند فقط بر فعالیت حرفهایشان تمرکز کنند. البته در این میان، خود بچههای ورزشکار هم باید نگاهشان را به زندگی با ورزش حرفهای و قهرمانی عوض کنند. به هر حال مجموعهای از عوامل باعث میشود ورزش قهرمانی یک کشور حرفی برای گفتن داشته باشد.
یعنی مدیریت قوی تاثیر مستقیمی بر مدالآوری و موفقیت ورزشکاران در عرصههای بینالمللی دارد؟
بله، کاملا همین طور است.
برگردیم به موضوع مربیگری. شما در رشته تربیت بدنی تحصیل کردید و در مسابقات ملی و بینالمللی قهرمان شدید. بنابراین، علاوه بر تجربه شخصی، دانش آکادمیک لازم برای مربیگری را هم دارید. آیا یک مربی موفق، میتواند فقط در یکی از 2 حوزه تجربی و علمی متخصص باشد یا برای موفقیت، ترکیبی از هر 2 لازم است؟
مربیای که سابقه ورزش قهرمانی دارد، از نزدیک با مشکلات ورزش آشناست و البته، زیر و بم قهرمانی را هم میشناسد. از طرف دیگر، دانش هم در این حوزه اهمیت بسیاری دارد. به هر حال، حرفه مربیگری چه از بیرون و چه از درون که به آن بنگری، حرفهای سخت و پرمسئولیت است.
در سالهای اخیر، نام سید محمود میران را علاوه بر حضورش در عرصه ورزشی حرفهای و ملی، به خاطر فعالیتهای هنری هم شنیدهایم. جودو کجا و نقاشی و عکاسی کجا؟
من از بچگی به هنر خصوصا عکاسی علاقه داشتم و اتفاقا در این حوزه، استعداد هم دارم. البته هرگز با فکر حرفهای شدن وارد این عرصه نشدم. آن زمانی که تصمیم گرفتم عکاسی یا نقاشی کنم هم میدانستم که به قصد کسب درآمد نیست که آن را امتحان میکنم. هنر از لحاظ روحی و ذهنی کمک بسیاری به من کرد و البته، مردم هم که همیشه لطف داشتند و از این کارم، استقبال کردند.
به جرئت میتوان گفت شما این باور را شکستید که ورزش به ظاهر خشنی مثل جودو به هنر ربطی ندارد. در این میان، شهرت ورزشیتان چقدر بر موفقیت هنریتان تاثیر گذاشته؟
مطمئنا این نکته بر استقبال مردم از نمایشگاهم در کاخ سعدآباد تاثیر داشت. آنها میخواستند ببینند میران جودوکار، در عرصه هنری چه چیزی برای ارائه کردن دارد. در ضمن، من معتقدم هر کس، در هر رشتهای که فعالیت میکند و در هر حوزهای که استعداد و توانایی دارد، باید آن را بپذیرد. من هم با توجه به علاقه و استعدادم به هنر عکاسی و نقاشی که از کودکی همراهم بوده و همچنین به خاطر حس کنجکاوی که دیگر بخشی از شخصیتم شده، تصمیم گرفتم در هنر هم خودم را آزمایش کنم و نتیجهاش هم همان آثاری بود که در نمایشگاه عرضه شد.
شما ورزشکار مدالآور ملیاید که بعد از سالهای فعالیت حرفهای، سراغ مربیگری رفته و در این میان، عکس میگیرد و نقاشی میکند و نمایشگاه هنری میگذارد. شنیدهایم مدتیست سراغ کار آزاد هم رفتهاید. وضع درآمد و دستمزد در هر کدام از این حوزهها چطور است؟
(با شوخی میگوید: علاوه بر همه اینها، من رمالی و کفبینی هم میکنم). من هرگز در هنر، درآمدی برای خودم متصور نبوده و نیستم. تمام درآمد حاصل از نمایشگاه را هم صرف امور خیریه کردم. در سالهایی هم که ورزش قهرمانی را دنبال میکردم، درآمدم بستگی به قراردادهایم با لیگ و باشگاهها داشت و البته اگر مدال میگرفتم، درآمدم بیشتر میشد. الان هم که سرمربیگری تیم ملی جودو را پذیرفتم، طبق قرارداد، حقوق ثابتی دارم که فدراسیون آن را پرداخت میکند. اخیرا هم که با یکی از قهرمانان کشور، یک شرکت تولید پوشاک ورزشی تاسیس کردهام و درآمد مستقلی از ورزش دارم. نتیجه اینکه روی درآمد حاصل از فعالیت ورزشی، چه ورزشکاری و چه مربیگری، نمیشود حساب کرد. چون ورزشکار اگر مصدوم شود و نتواند بازی کند، خود به خود از جریان ورزش حرفهای حذف میشود و کسی او را به کار نمیگیرد. مربیگری هم چندان حاشیه امنی ندارد، چون اگر مربی تیم تعویض شود، حقوقش هم قطع میشود. ورزش به تنهایی، هرگز برای من درآمدزا نبوده است.
یعنی ورزشکاران حرفهای هرگز نمیتوانند روی درآمدشان حساب کنند؟
من مدتی در کشتی هم فعالیت میکردم. به جرئت میگویم در ورزشهایی مثل کشتی و جودو، نبود امنیت شغلی و دستمزد کافی و مستمر، بزرگترین مشکل برای ورزشکاران است. البته شاید در سایر ورزشها اینگونه نباشد.
با این اوصاف، هیچ وقت به این فکر کردهاید که قید حضور حرفهای در ورزش را بزنید و بروید سراغ عکاسی و نقاشی؟
نه. چون روی درآمد از طریق هنر هم حساب نمیکنم. در حال حاضر و با وجود تمام فعالیتهایی که در رشتههای مختلف میکنم، از وضعیتم رضایت دارم.
هر کسی در کودکی خیالی دارد و آیندهای برای خودش میسازد. امروزِ شما، چقدر با تصورات کودکیتان همخوانی دارد؟
جالب است بدانید من به هر آنچه در کودکی تصور کردم، رسیدهام. حتی هنر را هم از بچگی دوست داشتم و میخواستم در آن فعالیت کنم. زندگیِ امروزم، تقریبا 95 درصد با آرزوهای کودکیم مطابقت دارد.


عرض سلام به آقای میران. می خواستم بگم که من هم یک جودوکار هستم و آقای میران را قبل از اینکه بیایم به این رشته، دوست داشتم. یکی از عامللای که من به این ورزش بیایم آقای میران بود. بعد از اینکه به این ورزش آمدام از طریق اوستاد بزرگوارم آقای حق شناس به این ورزش علاقه مند شدم. و می خواستم به شما بگم که تنها ورزشکار محبوب من هستید که علاقه و عرادت خاصی به شما دارم. قربان شما بهزاد نیازی