گفتوگو با محمدرضا هدایتی درباره دلمشغولیهای شغلی گوناگونش
ارسال شده توسط admin | در چشمانداز یکشنبه 27 Sep 2009مانا لقماني: محمدرضا هدايتي متولد ارديبهشتماه 1352 در استان سيستان و بلوچستان است، كارش را از 10سالگي با تئاتر شروع كرد و خرداد سال 74 به تهران آمد. دوستش، اردشير رستمي (همان بازيگر سريال شهريار) برايش در انتشارات مرغآمين کار پيدا کرد و دو سال و نيم در آنجا مشغول بود. از سال 1378 با گروه مهران مديري در مجموعههاي طنز كار ميكند و بازي جذاب او در نقش ياور طغرل رئيس ژاندارمري در شبهاي برره براي همه آشناست. هدايتي در اين نقش توانسته با بهرهگيري از تكيهكلامها و گويشي متفاوت، براي مخاطبان جاذبهاي ديگر داشته باشد.
او علاوه بر کارهاي کمدي، يک نقش متفاوت با ديگر کارهايش به صورت غيرکمدي در سريال «در چشم باد» ايفا کرده است. سال 80 يک فيلم کوتاه ساخت به نام «برخورد کوتاه» که سيد جواد موسوي فيلمنامهاش را نوشته بود. او همچنين در زمينه خوانندگي هم فعاليت کرده و يک آلبوم به نام برگ و باد از او وارد بازار شده است و در سال 83، 2 کنسرت داشت؛ يکي در شيراز و ديگري در اراک. جديدترين سريال محمدرضا هدايتي به نام« لطفا دور نزنيم» به کارگرداني مهدي مظلومي اين روزها از شبکه پنج سيما پخش ميشود. با او به گفتوگو نشستيم و از حرفه بازيگري پرسيديم.
از نظر شما اوج پیشرفت و موفقیت در حرفه بازیگری چه زمانی تحقق مییابد؟
از نظر من، این مسئله نهایت ندارد. این کار آنقدر متنوع است که هرگز نمیشود برایش نهایت در نظر گرفت. چون به تعداد داستانهایی که تبدیل به فیلم میشوند و به تعداد انسانهای روی زمین، شخصیت و تیپهای مختلف شخصیتی وجود دارد. بنابراین آیا این امکان هست که بازیگری نقش همه انسانهای روی زمین را بازی کند؟ به همین سبب، بازیگری نهایتی ندارد و هر کس باید نقشی را که میپذیرد، قابل باور ایفا کند.
فضای بازیگری در ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
بازیگری شغلی نیست که متعلق به فرد خاصی باشد و هر کس این حق را دارد که در ابتدای امر بتواند جلوی دوربین بیاید. نوع کار معلوم میکند که آیا او میتواند ادامه دهد یا نه. من با بسیاری از افراد در مکانهای مختلف برخورد دارم که به بازیگری علاقهمندند و از من راهنمایی میخواهند. آنطور که از گفتههایشان استنباط میشود آنها بیشتر به جذابیتهای ظاهری کار توجه دارند. اگر کسی واقعا به بازیگری علاقهمند باشد، از سالها پیش از بازیگر شدن دست کم با خواندن چند مجله و کتاب سینمایی روی تواناییهایش کار میکند و در همان نشریات، حتما با آثار سینمایی، نقدها، بازیگران و کارگردانان آشنا میشود. اگر کسی غیر از این عمل کند، به راستی به سینما و بازیگری علاقهمند نیست و نمیتواند راه خود را بیابد. کسی که حقیقتا عاشق سینماست، درباره آن مطالعه میکند و آگاهی بسیاری درباره تاریخ سینما، سبکها و افراد مطرح آن دارد. به جرئت میتوانم بگویم بیشتر کسانی که به بازیگری ابراز علاقه میکنند، حتی یکی از این کارها را هم انجام ندادهاند. گاهی برای کاری هم معرفی میشوند و چون میخواهند یک شبه ره صد ساله بروند، خیلی زود نسبت به کار دلزده و دلسرد میشوند و دست از کار میکشند. علاوه بر آن، تصورات نادرستی از جمله این تفکر که بازیگران افراد پولدار و بیمشکلیاند در ذهن افراد وجود دارد. هرگز نمیبینند یک بازیگر با چه دشواریهایی روبهروست. از سوی دیگر، اصل هنر و کار هنری هم تا اندازهای فراموش شده است. متاسفانه بسیاری از کارگردانان در اندازه یک کارگردان نیستند تا بتوانند یک فیلم را خوب رهبری کنند. این افراد مطالعه کمی دارند و تحلیل درستی درباره کار خود و مسائل مربوط به سینما ندارند و تنها بعد فنی کار را در نظر میگیرند و جنبه هنری کار در دید آنها بسیار کمرنگ است.
البته این را هم باید در نظر بگیریم که سینما یک نوع صنعت است. درست است که هنر هم با این صنعت درآمیخته.
البته که سینما یک صنعت است؛ اما صنعتی که از دل یک هنر بیرون آمده و باید اصالت هنری آن را حفظ کرد.
شما در ژانرهای گوناگونی ایفای نقش کردهاید. خودتان بیشتر به کدام یک از این ژانرها علاقهمندید؟
من هرگز خودم را محدود به ژانر خاصی نمیکنم و دوست هم ندارم که این چنین باشم؛ چرا که وقتی کسی خود را محدود به شیوه خاصی بکند، جایی برای پیشرفت نخواهد داشت و لذت تجربه موارد دیگر را از خود میگیرد. چون ایفای هر نقشی مکاشفه و تجربهای را به دنبال دارد و بازیگر ناچار است در میان افراد جامعه به دنبال کسانی که به این نقش نزدیکترند، بگردد و از آنان الگوبرداری کند. بنابراین اگر کسی بخواهد خود را محدود به یک شیوه بازیگری کند، خیلی نمیتواند پویا باشد.
با توجه به اینکه بازیگری در ژانر طنز علاوه بر دشواریهایش، دارای ظرافتهای خاصی است، شما در این زمینه چه تجربیاتی دارید؟
کار طنز چه در زمینه بازیگری و چه سایر زمینهها بسیار دشوار است؛ در کار طنز، مخاطب انتظار دارد بخندد یا دست کم نیشخندی بزند. اما در کار جدی که به نظر من کار طنز هم در نوع خودش بسیار جدی است، مخاطب این انتظار را ندارد.
از نظر شما یک طنز موفق چه ویژگیهایی دارد؟
این موفقیت بستگی زیادی به موضوع آن نیز دارد و اگر طنز وارد خطوط قرمز شود، نمیتوان چندان نظر مخاطب را جلب کرد. بویژه طنز ما که خطوط قرمز عجیب و غریبی دارد و به همه چیز نمیتوان زیاد نزدیک شد. این در حالیست که در همه جای دنیا، کمدی به همه چیز میتواند نزدیک شود و البته اشتباهی که در بیان پارهای از الفاظ شده است، خود همین واژه طنز است. در واقع، ما در سینما چیزی به نام طنز نداریم و طنز در حوزه ادبیات مطرح میشود. در سینما به جای طنز، کمدی و در شکل سنگینتر آن، کمدی سیاه داریم.
وقتی برنامه روزبهروز تولید و پخش میشود، دشواریهای کار را مضاعف میکند. لطفا درباره این سختیها بگویید.
خوب این اتفاق بیشتر در زمان همکاری با آقای مدیری برای ما افتاده است و خیلی پیش آمده که در یک روز 45دقیقه ضبط کردهایم و شب همان پخش شده است. جالب اینکه همین کارها برایم به نسبت بقیه، بسیار جذابتر بوده است. چون وقتی فرصت کمتری داشته باشید، تمام کوشش خود را میکنید و همه نیروی خویش را به کار ببرید تا در لحظه، خلاقیتهایی را به کار بگیرید. ضمن اینکه درست در روزهایی که وقت کمتری داشتیم، کار بهتری ارائه دادهایم. در کارهای این چنینی دیگر فرصتی برای تکرار نیست و این خود سبکی شده بود که هرکسی نتواند با آقای مدیری کار کند. بسیار پیش میآمد که ما بازیگر مهمان دعوت میکردیم و او نمیتوانست خوب با ما همراه شود.
کار کردن در این مجموعه برای شما و اعضای گروه با توجه به این اقبال عمومی از برنامه، چه حال و هوایی دارد؟
البته مدتی است که به آن صورت چنین کارهایی نداشتهام.اما به خوبی میدانیم که همه همیشه منتظر یک مجموعه تازه با این شیوهاند. به هر حال همین که توانستهایم رضایت مخاطب را جلب کنیم، بسیار جای خوشبختی است.
شتاب و سرعت این نوع کار برای مجموعهسازی، لطمهای در آن ایجاد نمیکند؟
چون به نوعی با کار همراه شده بود و ما هم به آن عادت کرده بودیم، چندان لطمهای به آن وارد نمیکرد.
با توجه به اینکه هر کاری جنبههای مثبت و منفی دارد، منفیترین جنبه حرفه بازیگری چیست؟
حرفه بازیگری جنبههای منفی بسیاری دارد و از جمله اینکه یک بازیگر از روزی که بازیگر میشود، دیگر به خودش تعلق ندارد و مردم انتظارات بسیاری از او دارند. بازیگر هنگامی که در محیطهای عمومی حاضر میشود، موظف به رعایت بسیاری از مسائل پیش پا افتاده و مهم است. ضمن اینکه بازیگر به سبب موقعیتش در هر جمعی نمیتواند حاضر شود.
با توجه به همین گفته شما، آیا حرفه شما در محیط خانواده ایجاد مشکل میکند؟
در هر صورت ما، هم خوب یاد گرفتهایم که چطور در اجتماع ظاهر شویم و هم به این شرایط عادت کردهایم که با پرسشهایی روبهرو شویم. خانواده هم شرایط شغلی ما را پذیرفته و دیگر کمتر دچار مشکل میشویم.
آیا تاکنون برایتان پیش آمده که پس از پایان کار، دستمزدی که دریافت میکنید همانی نباشد که در ابتدا برای آن صحبت شده بود یا در پرداختها تاخیر وجود داشته باشد؟
این مسائل در همه بخشهای اقتصادی وجود دارد و در بازیگری بیشتر از سایر حرفهها با این مسئله درگیریم. من امسال با وجود انجام سه کار، هنوز تا امروز دستمزدی نگرفتهام و اگر هم گرفتهام قسطی بوده است البته اگر کسی بخواهد به این کار به عنوان حرفهای درآمدزا نگاه کند، سخت در اشتباه است. اگر فردی با چنین تفکری انرژی خود را در بازار بگذارد، بسیار موفقتر خواهد بود و بنابراین داشتن نگاه صددرصد اقتصادی به حرفه بازیگری اصلا منطقی نیست.


عالی بود ممنون