بانوان باید حقشان را از فدراسیون بگیرند
ارسال شده توسط admin | در چشمانداز شنبه 19 Sep 2009گرفتاريهاي شغلي مربيان در گفتوگو با شهرزاد مظفر، سرمربي تيم ملي فوتبال بانوان
زهره زیدیفرد: حکایت کودکی «شهرزاد مظفر» حکایت جالبیست. یک دختربچه عشق فوتبال در زمانی که هنوز مجوز بازی فوتبال برای بانوان ایرانی صادر نشده بود، از روی ناچاری به سمت والیبال کشیده میشود و در این رشته چنان خوش میدرخشد که خیلی زود افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی نصیبش میشود. اما در تمام این 10 سال، فکر و ذهن این دختربچه دیروز و جوان امروز، یک توپ سیاه و سفید چهلتکه بود که روی چمن سبز خطکشی شده به نرمی حرکت میکرد. به هر حال، سالها گذشت و روزی که او منتظرش بود هر چند دیر، از راه رسید. شهرزاد، والیبال و افتخارات آن سالها را خیلی آسان فراموش کرد و زود به عضویت یکی از تیمهای مطرح فوتسال درآمد و پس از گذشت تنها 2 سال از این اتفاق خوب، با حضور در کلاسهای مربیگری به جرگه معلمان فوتسال کشورمان پیوست. وی در حال حاضر عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال بانوان ایران را یدک میکشد و از این بابت احساس رضایت چندانی ندارد. برای یافتن چرایی این موضوع بد نیست تا انتهای این گفتوگو همراه ما باشید.
تحصیل در رشته اقتصاد بازرگانی و مدیریت یک شرکت تجاری چه سنخیتی با مربیگری فوتبال و تجارتی از این جنس دارد؟
راستش را بخواهید هیچ همخوانی بین این 2 وجود ندارد. من همیشه از ورزش این واهمه را داشتم که روی درآمدزایی آن نمیتوان حساب کرد و میدانستم که روزی مرا یک جا لنگ خواهد گذاشت. ضمن اینکه اصولا در کشور ما مربیگری شغل ناامنی است و هر آن ممکن است بگویند «از فردا نیا». بنابراین با علم به این قضایا، هیچگاه به عنوان شغلی درآمدزا به مربیگری نگاه نکردم و سعی کردم در جایی غیر از فوتبال، دنبال کسب درآمد باشم.
فوتبال بانوان در آغاز راه، امیدهای بسیاری را با خود همراه کرد. اما اکنون و پس از گذشت چهار سال هیچ اتفاق خاصی در این رشته ندیدیم. شما بگویید چرا؟
فکر میکنم بزرگترین دلیلش این باشد که نگاه ما به مقوله فوتبال بانوان، ریشهای نیست. ما چهار سال قبل که استارت این کار را زدیم، خیلی خوب شروع کردیم و نتایج بازیهای غرب آسیا هم دلیل خوبی بر این مدعاست، ولی راهمان را خوب ادامه ندادیم. اگر با برنامهریزی مناسب و اصولی حرکت کرده بودیم، قطعا میتوانستیم فاصلهمان را با تیمهای مطرح آسیا کم کنیم. ولی این گونه نشد و اکنون پس از گذشت چهار سال، هنوز در بسیاری از استانهای ما یک زمین چمن برای فوتبال دختران وجود ندارد. ضمن اینکه برخی مشکلات فرهنگی نیز در این ماجرا دخیلند؛ در برخی شهرها محدودیتهای فکری موجود، سبب شده دختران ما اصلا اجازه کار در این زمینه را پیدا نکنند. یک بعد دیگر این عدم پیشرفت نیز به قضیه حامیان مالی بازمیگردد؛ چرا که وقتی پخش تلویزیونی در کار نباشد، تبلیغاتی هم صورت نمیگیرد و هیچ اسپانسری حاضر به سرمایهگذاری بدون بازگشت نمیشود. به عقیده من، مشکلات فوتبال بانوان و دلایل این عدم پیشرفتی که به آن اشاره کردید از حوصله یک گفتوگوی 100 صفحهای هم خارج است.
یکی از گلایههای همیشگی شما نبود بازیهای تدارکاتی برای تیم ملی بوده است. در حالی که آقای کفاشیان ریاست فدراسیون فوتبال، میگوید او و مجموعه تحت مدیریتش هیچگاه مانعی سر راه انجام این کار نبودهاند. بالاخره در اینکه تیم ما بدون حتی یک بازی تدارکاتی به بازیهای مقدماتی جام ملتهای آسیا فرستاده شد و با دست خالی هم بازگشت، چه کسی را باید مقصر بدانیم؟ شما یا فدراسیون؟
به دلیل یک سری محدودیتهایی که ما در برای تیمهای خارجی قائل میشویم، آنها سخت میپذیرند میهمان ما باشند. خب وقتی همیشه بیپولی فدراسیون سهم ما و سفرهای برونمرزی فوتبالیستهای خانم میشود، بهتر است بیاییم و شرایط را برای حضور تیمهای خارجی در ایران فراهم کنیم. من بارها گفتهام که متاسفانه فدراسیون به تیمهای بانوان مثل فرزندخوانده خود نگاه میکند ولی حتی یکبار سر راه اعزام تیمهای آقایان مانعتراشی نمیکند. به عقیده من، بانوان ما باید حقشان را از فدراسیون فوتبال بگیرند، اما فراموش نکنیم که ما بخشی از این مجموعهایم، نه یک تیم در مقابل آن.
در یکی دو ماه اخیر زمزمههایی مبنی بر آوردن یک سرمربی خارجی برای تیم ملی فوتبال بانوان بهگوش میرسد و مسئولان فدراسیون با 2 مربی اکراینی و سوئدی هم گفتوگوهایی انجام دادهاند. از آنجایی که در کشور ما فوتبال و سایر رشتههای ورزشی به یک بازار اشتغال خوب و درآمدزا برای مربیان درجه چندم خارجی تبدیل شده، به عنوان یک مربی داخلی فکر میکنید حضور مربیانی از این دست بر فوتبال بانوان اثری محسوس خواهد داشت یا خیر؟
با کمال تاسف ما عادت کردهایم به مربیان خارجی به چشم یک ابرانسان بنگریم. به گونهای که همه، دست به سینه منتظر اوامر او بمانند و فورا نیز اطاعت کنند و این خیلی بد است که ما این امکانات و برخوردهای مهربانانه را با مربیان هموطن خودمان نداریم. اگر یک مربی خارجی آمد و با همین بیامکاناتی ما رفت و تیم را به جایی رساند، آن وقت باید برایش هورا بکشیم. خوب مسئولان بیایند و همین امکانات را به ما بدهند و ببینند این کار چه نتیجهای خواهد داشت. شاید جالب باشد بدانید در جام جهانی بانوان از کل تیمها، فقط سرمربی یک تیم خانم بود و مابقی با مربیان مرد پا به میدان گذاشته بودند. بنابراین اگر آلمان، سوئد یا هر کشور دیگری مربیان زن خوب دارد چرا در کشور خودشان از دانش آنها استفاده نمیشود؟ من به هیچ عنوان قصد ندارم بگویم مربیان خانم ایرانی ضعف ندارند، اما میگویم بیاییم علم 10 مربی داخلی را بهروز و بدین ترتیب فوتبال بانوان را متحول کنیم. شاید مربی خارجی در یک مقطع اثرگذار باشد، ولی برای فوتبال زیربنایی ما چه خواهد کرد؟ با این همه به دلیل اینکه خواست قلبیم پیروزی تیم ملی ایران است، از این حضور استقبال میکنم و امیدوارم این کار، در این مقطع مسئولان را به خواستههایشان برساند.
طی سالهای اخیر و خصوصا در فصل تابستان، رشد قارچگونه مدارس فوتسالی را میبینیم که صرفا با هدف سودآوری، کارشان را شروع میکنند و شاهد این مدعا هم عدم معرفی حتی یک بازیکن نخبه از این مراکز به فوتسال باشگاهی و ملی کشور است. اما در کنار این بازار مکاره، اخیرا زمزمههایی مبنی بر راهاندازی یک مدرسه فوتسال توسط شهرزاد مظفر شنیده میشود. خودتان بگویید در انجام این کار تا چه اندازه میخواهید درآمدزایی کنید؟
صادقانه میگویم که در این کار، هدف اصلی ما آموزش است نه درآمدزایی. چرا که همیشه به عنوان یک مربی، آموزش برای سنین پایه را حلقه گمشده فوتبال بانوان دانستهام. باشگاههای ما در بخش بانوان بسیار حقیرانه اداره میشوند و هیچ یک از آنها در ردههای نونهالان، نوجوانان وجوانان تیم ندارند و این موضوع را بارها و بارها طی تماسهای متعدد یا حضوری با من مطرح کردهاند. لذا بر آن شدم تا یک مدرسه فوتبال راهاندازی کنم و البته کار را در ابتدا با فوتسال استارت میزنیم و از شهر تهران. در مرحله نخست، ما از داوطلبان 8 تا 18 سال ثبتنام خواهیم کرد تا در یک مدرسه دائمی و نه فصلی، آنها را به طور اصولی آموزش دهیم؛ آموزشی که استمرار و تداوم و تکرار در آن باشد و مخاطبانش کسانی باشند که میخواهند کار را با جدیت دنبال کنند. من در این مدرسه به هیچ عنوان به فکر پرکردن اوقات فراغت بچهها نیستم و قرار بر این است که مربیان مجرب و تعدادی از بازیکنان خوب کشورمان هم ما را در این را ه یاری دهند. امیدوارم کشف و معرفی استعدادهای ناب فوتبال بانوان در این مدرسه پاسخ مناسبی باشد برای سوال شما.
برخی از مربیان به نام کشور ما از جمله «حسین شمس» سرمربی تیم ملی فوتسال، معتقدند یک شروع فوتسالی، آینده درخشانی را برای یک فوتبالیست به همراه خواهد داشت و شاید در بین برخی چهرههای شاخص فوتبال جهان، نام رونالدینیو به عنوان بازیکنی قابل ذکر باشد که از فوتسال به فوتبال آمد و بسیار خوش درخشید. شما به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال بانوان تا چه اندازه به این مسئله اعتقاد دارید، خصوصا با علم به این موضوع که بانوان ما محدودیتهای بیشتری برای بازی در زمین چمن دارند.
شخصا معتقدم اگر کسی هدفش فوتبالیست شدن باشد، بهتر است کارش را با همان فوتبال شروع کند؛ چرا که تکنیکهای فوتبال و فوتسال متفاوت است و تغییر عادت با بالا رفتن سن کاری دشوار است (تکنیک عادتی است که با تکرار تبدیل به مهارت میشود). ضمن اینکه بعضی تکنیکهای فوتسال در فوتبال هیچ کاربردی ندارد. شک نکنید که یک فوتسالیست وقتی وارد زمین فوتبال شود در آن میان، گیج و شوکه میشود و کاری دشوار پیش رو خواهد داشت. کفش، توپ، کفپوش سالن و ابعاد زمین همه و همه در این دو متفاوتند.
در خصوص تصمیم فدراسیون مبنی بر اعزام نکردن تیم ملی فوتبال بانوان به بازیهای آسیایی «گوانگ جو» چه نظری دارید؟ در حال حاضر شما یکی از منتقدان اصلی این جریان محسوب میشوید.
مسئولان فدراسیون با این بهانه که ما شانس مدالآوری در این بازیها را نداریم، با اعزام این تیم مخالفت کردهاند. ولی سوال من این است که آیا تمام رشتههایی که قرار است اعزام شوند، قول مدالآوری دادهاند؟ از مسئولان فدراسیون میپرسم برای تیمی که طی چهار سال به اندازه انگشتان یک دست هم بازی رسمی انجام نداده، عرصه پیشرفت کجاست؟ آیا اگر این تیم در بیشتر تورنمنتهای آسیایی شرکت داده شود، فرصتی مناسب در اختیارش قرار نخواهد گرفت؟ بگذارید مثالی برای شما بزنم. تیم دختران اردن کارشان را مانند ما از چهار سال قبل آغاز کردند. آنها در ابتدا بسیار نزدیک به ما حرکت میکردند اما اکنون مسیرشان از ما کاملا جدا شده؛ چرا که به این نتیجه رسیدهاند که باختهای شروع کار هر چند زیاد، جریمهای برای شروع دیرهنگام است. آنها با حضور در بازیهای آسیایی دوحه 2006، باختهای سنگینی را تجربه کردند، ولی مسئولان ورزش این کشور هیچ تغییری در کادر فنی تیم ایجاد نکردند، مربی را به سیخ و سلابه نکشیدند و نگفتند چرا به ژاپن و استرالیا و کره باختید. در حالی که در کشور ما هیچ کاری آسانتر از انداختن توپ به زمین دیگران نیست.
شما در فصل گذشته سرمربی تیم فوتسال راهآهن تهران هم بودید و این تیم را به مقام قهرمانی لیگ برتر فوتسال رساندید. لطفا با تمام اشاراتی که نسبت به تبعیض موجود میان بانوان و آقایان داشتید، بگویید درآمد شما به عنوان یک مربی لیگ برتری با مربیان مرد این رشته قابل قیاس است یا خیر؟
اصلا قابل قیاس نیست. ضمن اینکه با وجود کسب این مقام قهرمانی، مسئولان تیم راهآهن تا امروز حتی یک ریال به من و بازیکنانم نپرداختهاند و خیلی راحت میگویند بودجه نداریم. اما تیم فوتبال آقایان را به اردوی ترکیه میفرستند و برایشان مربی خارجی میآورند. فقط به بانوان که میرسند آه در بساط ندارند.
حال که صحبت از حقوق و درآمد به میان آمد، بد نیست اشارهای داشته باشید به اولین حقالزحمه دریافتی در طول زندگی کاریتان.
فکر میکنم حدود سال، 78 بود که من به عنوان کارمند در جایی مشغول به کار شدم و اولین حقوق دریافتیام 36 هزار تومان بود.
نسبت به آن سال حقوق بسیار پایینی بوده، این طور نیست؟
بله، یک استثمار واقعی بود و به همین دلیل خوب در خاطرم مانده است.
گویا شما پیشنهادی برای مربیگری از سوی مسئولان ورزش پاکستان هم داشتهاید؟
بله. پیشنهاد پاکستانیها برای سرمربیگری تیم ملی فوتبال بانوان این کشور بسیار جدی است، ولی ترجیح میدهم با تمام مشکلات موجود در ایران بمانم و همین جا کار کنم.
خانم مظفر برای ما بگویید که مدرک مربیگری شما در جایگاه کسی که مدتها سرمربیگری تیم ملی بانوان بر عهدهاش بوده، چیست و آیا توقف در این موقعیت برای شما جایز است یا خیر؟
همان طور که میدانید در ایران ما مدارج مربیگری را زیر نظر AFC طی میکنیم و تا امروز تنها دورههای مربیگری B و C برگزار شده که مدرک من، درجه B است و باید 2 سال با این مدرک کارم را ادامه دهم. اما این در حالیست که هر سال، کلاسهای مربیگری مختلفی در سراسر دنیا برگزار میشود و فدراسیون تا به حال هیچ اقدامی برای شرکت ما در این کلاسها انجام نداده است، هر چند که بیشتر مربیان مرد هم با هزینه شخصی در این دورهها شرکت میکنند. بنابراین من ناچارم برای بهروز بودن، دائما به دنبال DVD و CDهای جدید آموزشی باشم و با مطالعه کتب و استفاده از سرویسهای اینترنتی، کیفیت کارم را بهبود ببخشم.
لطفا کمی هم در خصوص لیگ عجیب و غریب فوتبال بانوان توضیح دهید. این همه تیم یکباره از کجا پیدا شدند و به جرگه لیگ برتریها پیوستند؟
خب تا سال گذشته، لیگ برتر ما تنها با حضور شش تیم برگزار میشد که این تعداد خیلی کم بود. از سوی دیگر با هر باشگاهی که صحبت میشد عنوان میکردند که اگر در لیگ برتر باشیم، تیم میدهیم. بنابراین خانم شجاعی، نایب رئیس فدراسیون تصمیم گرفت با افزایش تعداد تیمها، مدیران باشگاهها را راضی به تیمداری در بخش بانوان کند. این حرکت خوبی بود که انجام شد و اگر استمرار داشته باشد از سال آینده با یک درجهبندی صحیح، حدود 12 تیم را در لیگ برتر نگه میداریم و مابقی راهی دسته یک میشوند.
سوال پایانی اینکه آیا شما حاضرید در صورت استخدام نشدن یک سرمربی خارجی، باز هم به همکاریتان با فدراسیون فوتبال ادامه دهید یا خیر؟
با شرایطی که تا امروز کار کردهام، دیگر حاضر به ادامه این همکاری نیستم. اینکه پس از هر باخت، دیگران خود را پشت سر من پنهان کنند، عین بیانصافیست و من تنها در صورتی پاسخ مثبت خواهم داد که فدراسیون سیاست و نگرشش را نسبت به مربی ایرانی و کار او تغییر دهد.

