<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>

<channel>
	<title>فارغ‌التحصیلان</title>
	<atom:link href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp</link>
	<description>شنبه‌ها از کیوسک‌های مطبوعاتی بخواهید</description>
	<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 11:49:16 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.1</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>حرفه اصلی من اجرا نیست</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1411</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1411#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 11:49:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چشم‌انداز]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 71]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1411</guid>
		<description><![CDATA[
شیما انتظاری‌مقدم: در نمایشگاه مطبوعات امسال، شاهد حضور هنرمندان و پیشکسوتان عرصه‌های مختلف بودیم؛ کسانی که موفقیتشان را در پاره‌ای موارد، مدیون نشریاتی می‌دانند که سایه به سایه در کنارشان بودند و آنچه را که لازم است، در اختیارشان قرار داده‌اند. سونیا پوریامین هم از جمله کسانی بود که در این نمایشگاه حاضر شد و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: center"><strong><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/soniya.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1412" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/soniya-300x195.jpg" alt="" width="300" height="195" /></a></strong></p>
<p><strong>شیما انتظاری‌مقدم:</strong> در نمایشگاه مطبوعات امسال، شاهد حضور هنرمندان و پیشکسوتان عرصه‌های مختلف بودیم؛ کسانی که موفقیتشان را در پاره‌ای موارد، مدیون نشریاتی می‌دانند که سایه به سایه در کنارشان بودند و آنچه را که لازم است، در اختیارشان قرار داده‌اند. سونیا پوریامین هم از جمله کسانی بود که در این نمایشگاه حاضر شد و میان غرفه‌ها گشت. البته حضور او دلیل دیگری نیز داشت؛ سونیا پوریامین مدیرمسئول و سردبیر مجله دنیای زنان است. خودش می‌گوید: «حدود 10 سال پیش آقای اشعری مدیرعامل سروش شد. همان زمان تصمیم گرفت مجلاتی مثل سروش نوجوان، جوان و بانوان تهیه کند. به همین دلیل، با من تماس گرفت و کار سردبیری سروش بانوان را به من پیشنهاد داد. من آن زمان تهیه‌کنندگی می‌کردم. اشعری به من گفت: «تو آدم رسانه‌ای هستی و زنان را می‌شناسی، مطمئنا از پس این کار برمی‌آیی». هفت هشت سال در این حوزه فعالیت کردم. یکی 2 سال قبل از آنکه مجله بسته شود، به تشویق دوستانم امتیاز یک مجله خصوصی زنان را گرفتم. همین موضوع باعث شد در کار مطبوعات باقی بمانم». <span id="more-1411"></span><br />
سونیا پوریامین متولد 1341 است و 2 فرزند پسر دارد. پسر کوچکش به پزشکی علاقه دارد و تصمیم گرفته به شغل رویاهای مادرش برسد. اما پسر بزرگش، راه پدر و مادر را پیش گرفته و به تصویربرداری علاقه دارد. همسر سونیا پوریامین دکترای پژوهش هنر دارد و مدرس این رشته است. همین موضوع هم باعث شده تا همواره حامی سونیا پوریامین باشد، او را در رسیدن به موفقیت کمک کند و حضور دیروقتش را در خانه بپذیرد. مصاحبه زیر نتیجه یک رابطه دوستانه در نمایشگاه و تماس تلفنی بعد از نمایشگاه است.</p>
<p><strong> مردم شما را با کار اجرا می‌شناسند. در صورتی که شما تهیه‌کننده، کارگردان و پژوهشگر صدا و سیما نیز هستید. علت این امر را در چه چیزی می‌بینید؟<br />
</strong>من این گفته شما را قبول ندارم. مردم می‌دانند که سونیا پوریامین تهیه‌کننده است و برنامه‌هایش را می‌شناسند. من 10 سال تهیه‌کننده برنامه «خانه ما» در جام‌جم بودم. همه مردم هم این را می‌دانستند.</p>
<p><strong> ولی با تمام این اوصاف، کسی که شما را می‌بیند، اولین چیزی را که به یاد می‌آورد، مجری برنامه «تهران 20» است، نه تهیه‌کننده جام‌جم.</strong><br />
مسلما ویترین هر برنامه‌ای مجری آن است. اگر مجری در یک کار بدرخشد، برنامه هم می‌درخشد. اما این بدان معنا نیست که مردم ندانند پشت کار چه کسی است. این در مورد همه تهیه‌کننده‌های تلویزیون هم صدق می‌‌کند. مگر ممکن است اسم مسعود رسام بیاید و کسی به یاد «خانه سبز» نیفتد. مردم کارهای او را به نام می‌شناسند.</p>
<p><strong> پس با این اوصاف شما خود را بیشتر در تهیه‌کننده و کارگردان می‌دانید تا مجری؟</strong><br />
بله. حرفه اصلی من اجرای تلویزیونی نیست.</p>
<p><strong> پس چرا وارد کار اجرا شدید؟</strong><br />
داستانش بلند است. سال 1359 از مدرسه هشترودی با معدل بسیار خوبی دیپلم گرفتم. در همان زمان، انقلاب فرهنگی شد و من نتوانستم به دانشگاه بروم. آن دوران، بیشتر سازمان‌ها آمادگی جذب نیرو را داشتند و فراخوان می‌دادند. من هم با خواهرم به تلویزیون رفتم. کارهای پژوهشی انجام می‌دادم تا اینکه مدیران تلویزیون تصمیم گرفتند کسانی را برای اجرای برنامه انتخاب کنند. من هم به ضرورت تلویزیون و مسئله جنگ، «همگام با جنگ» را که اولین برنامه جنگی بود و آقای عنصری کارگردانی‌اش را عهده داشت، روی آنتن بردم. این روند تا سال 63 ادامه ادامه داشت؛ من محقق، پژوهشگر و دستیار تهیه برنامه‌ها بودم و اگر لازم می‌شد برنامه‌ای را هم اجرا می‌کردم.</p>
<p><strong> چه زمانی ادامه تحصیل دادید؟</strong><br />
سال 61 اولین دانشکده صدا و سیما تاسیس شد. من به تشویق همکارانم به این دانشکده رفتم و در  رشته کارگردانی تلویزیون ادامه تحصیل دادم.</p>
<p><strong> به کارگردانی علاقه داشتید یا تعداد رشته‌ها کم بود و مجبور به این انتخاب شدید؟</strong><br />
من خودم را در آن 2 سالی که در صدا و سیما کار می‌کردم، محک زده بودم. از بین هفت رشته مختلف، کارگردانی را انتخاب کردم.</p>
<p><strong> در هنگام تحصیل کار هم می‌کردید؟</strong><br />
بله. هر نوع کاری را تجربه کردم. حتی گوینده رادیو هم بودم و در کنار سایر کارهایم، خبرهای رادیویی هم می‌خواندم. بعد از آنکه تحصیلاتم تمام شد، کارگردانی تلویزیونی را جدی‌تر دنبال کردم. البته، اجرا همیشه در کنار سایر کارهایم قرار داشت.</p>
<p><strong> چه زمانی به تهیه‌کنندگی روی آوردید؟</strong><br />
بعد از کارگردانی، کار تهیه‌کنندگی را دست گرفتم.</p>
<p><strong> فکر می‌کنید شناخت شما در حیطه کارگردانی به  موفقیت در حرفه تهیه‌کنندگی کمک کرد؟</strong><br />
کسی که تهیه‌کننده و کارگردان است، بهتر عمل می‌کند. کسی که در تلویزیون فعالیت می‌کند باید همه مشاغل را بلد باشد تا آگاهانه عمل کند.</p>
<p><strong>توانایی‌های شخصی در این میان چه جایگاهی دارد؟</strong><br />
اگر یک نفر به توانایی‌های شخصی خودش اتکا داشته باشد، موفق می‌شود.</p>
<p><strong> بگذارید یک نتیجه‌گیری بکنم. شما به کارگردانی و تهیه‌کنندگی علاقه داشتید و پس از گذراندن تحصیلات دانشگاهی وارد آن شدید. اما کار اجرا را به ضرورت انتخاب کردید. آیا برای این اجرا به توانایی خاصی احتیاج نیست؟</strong><br />
اجرا یک کار پیچیده است و به مخاطب‌شناسی احتیاج دارد. تجربه در اجرا گام به گام است. من همراه با مخاطبان کار، اجرا را یاد گرفتم. چرا که تلاش می‌کردم در همه برنامه‌ها صادق باشم و زیاده‌گویی نکنم.</p>
<p> <strong>زیاده‌گویی نکنید؟ این که ویژگی بارز مجریان است. به قول معروف آنقدر صحبت می‌کنند که دیگر مجالی برای مهمان برنامه باقی نمی‌گذارند.</strong><br />
به نظر من زیاد حرف زدن، یعنی مطرح کردن خود و به تدریج به حاشیه رفتن. به «کم گوی و گزیده گوی چون در» اعتقاد دارم. فراموش نکنیم که در بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی، مجری خوراک خوب و اطلاعات لازم را ندارد. این در شرایطی است که اکثر برنامه‌های زنده، مجری‌محور است. مجری 15 دقیقه حرف می‌زند؛ اگر حرف‌هایش به دل بنشیند برنامه گل می‌کند والا پروژه با شکست روبه‌رو می‌شود.</p>
<p><strong> چطور می‌شود حرف‌های یک مجری گل کند؟ با گفتن حرف‌های مردم و شنیدن درد و دل‌هایشان؟</strong><br />
نه. این مجری موفق نیست. مجری باید حرف دل خودش، مخاطب و رسانه را بیان کند. اگر در هر یک از این سه حیطه، یکه‌تازی کند حتما با شکست روبه‌رو می‌شود.</p>
<p><strong> مطالعه قبل از اجرا لازم است؟</strong><br />
صد در صد. در برنامه «تهران 20» ما هر شب یک مهمان داشتیم؛ کسی که اطلاعات کاملی در حیطه خاصی داشت و نمی‌توانستیم بدون آمادگی، با او ارتباط برقرار کنیم. البته در آنجا سردبیر برنامه نقش کلیدی داشت. قبل از شروع برنامه توضیحاتی درباره مهمان آن شب و حتی سوالاتی درباره محور برنامه در اختیار ما قرار می‌داد. اگر غیر از این بود ما نمی‌توانستیم برنامه زنده را اجرا کنیم.</p>
<p><strong> خود شما هم قبل از اجرا مطالعه می‌کردید؟</strong><br />
در بیشتر مواقع تا یک ساعت قبل از برنامه، ما نمی‌دانستیم که مهمان برنامه چه کسی است. مهمان‌های ما مسئولان دولتی بودند که ممکن بود برنامه کاری‌شان تغییر کند. البته ما خبر روزنامه‌های مختلف را می‌خواندیم و می‌دانستیم آن خبری که مهم‌تر است، موضوع برنامه امشب ماست. البته اگر تیم زودتر می‌فهمید که مهمان چه کسی است، حتما دیگر افراد را در جریان می‌گذاشت. از دلایل موفقیت «تهران 20» در آن دوره تیم کاری هماهنگش بود؛ افراد به هم کمک می‌کردند.</p>
<p><strong> پس کار گروهی در برنامه‌‌های تلویزیونی اهمیت دارد؟</strong><br />
حتما. کار تلویزیونی کار جمعی است. اگر چنین روحیه‌ای نباشد نمی‌شود کار کرد.</p>
<p><strong> زمانی که شما در سمت تهیه‌کننده یک برنامه قرار دارید هم به این اصل عمل می‌کنید؟</strong><br />
من در کار تهیه‌کنندگی تلاش می‌کنم تمام  اطلاعاتم  را در اختیار مجری برنامه قرار دهم. در هیچ کجای دنیا یک مجری را هنگام اجرا تنها نمی‌گذارند. </p>
<p><strong> به پیشنهادهایشان هم اهمیت می‌دهید؟</strong><br />
گاه یک ایده خلاق از یک مباشر، تولید می‌شود. تهیه‌کننده شخصی است که ایده‌های مختلف را بشنود و بهترین نظر را انتخاب کند. بعضی وقت‌ها دیگران چیزهایی را می‌بینند که ما از دیدن آن غافلیم.</p>
<p><strong> از آنجا که شما کارگردانی و تهیه‌کنندگی را هم زمان تجربه کردید، می‌خواهم سوالی در این باره ازتان بپرسم. در سینما، رابطه میان کارگردان و تهیه‌کننده اهمیت بسیاری دارد. تا جایی که بسیاری از کارگردانان شناخته‌شده ترجیح می‌دهند کار تهیه‌کنندگی را نیز خود بر عهده بگیرند. آیا چنین رابطه‌ای در تلویزیون هم وجود دارد؟</strong><br />
رابطه میان تهیه‌کننده و کارگردان در تلویزیون فرق دارد. تلویزیون، مجموعه‌ای کارگردان تربیت‌شده دارد که تهیه‌کننده می‌تواند از میان آن‌ها یک نفر را برای کار انتخاب کند. اما در سینما این گونه نیست؛ یک فیلم در سینما با کارگردانش فروخته می‌شود و کار را به نام کارگردان می‌شناسیم. عکس این رابطه در تلویزیون حاکم است. تهیه‌کننده تلویزیون پررنگ‌تر است. کارگردان فقط شکل اجرایی به کار می‌دهد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1411</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>قدرت نهفته در کارت پستال</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1408</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1408#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 11:41:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[کار و بار]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 71]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1408</guid>
		<description><![CDATA[
محمد ابک: با وجود این همه راه‌های مدرن مثل ایمیل، وب‌سایت‌های تعاملی، خبرنامه‌های الکترونیکی و دیگر سلاح‌های بازاریابی موجود، چه کسی به فکر فرستادن کارت پستال می‌افتد؟ آیا برای این کار دلیلی هم وجود دارد؟ بله، دلیلش هم این است که هنوز تاثیر گذار است. کارت‌ پستال‌ها هنوز یکی از روش‌های پرمصرف و اقتصادی بازاریابی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: center"><strong><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/kart.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1409" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/kart-300x199.jpg" alt="" width="300" height="199" /></a></strong></p>
<p><strong>محمد ابک:</strong> با وجود این همه راه‌های مدرن مثل ایمیل، وب‌سایت‌های تعاملی، خبرنامه‌های الکترونیکی و دیگر سلاح‌های بازاریابی موجود، چه کسی به فکر فرستادن کارت پستال می‌افتد؟ آیا برای این کار دلیلی هم وجود دارد؟ بله، دلیلش هم این است که هنوز تاثیر گذار است. کارت‌ پستال‌ها هنوز یکی از روش‌های پرمصرف و اقتصادی بازاریابی مستقیمند که هم انعطاف خوبی دارند و هم یکی از استراتژی‌های ارزان موجود برای نشانه‌گیری بازار هدفند. هنوز هم عده‌ کثیری<span id="more-1408"></span> از علاقه‌مندان به دنیای مجازی، با دیدن پستچی خوشحال می‌شوند.<br />
قصدتان هر چه باشد، تبلیغ، یادآوری، دعوت و&#8230;، بازاریابی کارت پستالی خوب جواب می‌دهد. در ادامه هم چند دلیل برایتان می‌آوریم تا درباره تاثیر این روش بیشتر مطلع شوید:<br />
 با خرج چند صد دلار می‌توانید نظر هزاران مشتری را جلب کنید. مثلا با 400 دلار، می‌توانید 4 هزار کارت برای مشتریان بفرستید.<br />
 آیا وقتی که پشت یک کارت‌ پستال را می‌خوانید، احساس نمی‌کنید یک نفر دارد با شما حرف می‌زند؟ این وسیله باعث می‌شود شما به عنوان یک صاحب کار، به مشتری نزدیک شوید و در محیطی دوستانه به او پیامی برسانید.<br />
 آن‌هایی که در کار خدمات پستی‌اند، می‌گویند اشتیاق افراد برای خواندن یک کارت پستال، شش برابر بیشتر از اشتیاقشان برای خواندن یک نامه کاری مستقیم است. چون هم با استفاده از رنگ و گرافیک، جذابیت بیشتری دارند و هم نیازی به باز کردن پاکت نیست.<br />
 با شکل‌ها و طرح‌های مختلفی که امروزه برای کارت‌ها موجود است، راحت می‌توان برای هر مناسبت خاص، کارت ویژه‌ای فرستاد و دعوت، پیام بازاریابی، فروش ویژه، اطلاعیه، وقایع پیش رو، حتی خبرنامه‌های کوتاه و&#8230; را به مشتریان ابلاغ کرد.<br />
 کارت پستال‌، ابزاری فوق‌العاده برای همراهی با سایر فعالیت‌های بازاریابی است. مثلا می‌توانید قبل از اینکه به فردی تلفن یا ایمیل بزنید، برای معرفی خودتان کارت پستالی بفرستید یا برای محکم‌کاری بعد از ایمیل و تلفن این کار را انجام دهید. جالب است که این ابزار همراه، بیشتر از خود ابزار اصلی در خاطر می‌ماند.<br />
 می‌توانید کارت پستال‌ها را ره‌گیری کنید و مطمئن باشید به دست صاحبش رسیده یا خیر. چیزی که به عنوان مثال درباره ایمیل صادق نیست و اگر جوابی نگیرید، نمی‌توانید مطمئن شوید که آیا گیرنده آن را خوانده یا در خیل عظیم ایمیل‌ها فراموش شده است.<br />
به هر حال، نمی‌توان موفقیت هیچ روش بازاریابی را تضمین کرد اما اگر در شیوه انتخاب کارت پستال از لحاظ رنگ، اندازه، مضمون، کیفیت و&#8230; دقت و از استراتژی درستی برای فرستادن آن پیروی کنید، می‌توانید مطمئن باشید که حداقل اسمتان تا مدت‌ها در یاد گیرنده خواهد ماند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1408</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>حقوق شما چقدر است؟</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1405</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1405#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 11:19:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روز‌های روشن]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 71]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1405</guid>
		<description><![CDATA[
ثمین نبی‌پور: تا به حال برایتان پیش آمده در مقابل سوال «حقوقت چقدر است؟» معضب شوید و سعی کنید هر طور شده از پاسخ دادن طفره بروید؟ حتی اگر همکار صمیمی‌تان هم، چنین سوالی بپرسد، این احتمال وجود دارد که نخواهید به آن پاسخ دهید. همین اول بگوییم که چنین عکس‌العملی کاملا طبیعی است، اما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/ky.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1406" title="ky" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/ky-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a></strong></p>
<p><strong>ثمین نبی‌پور:</strong> تا به حال برایتان پیش آمده در مقابل سوال «حقوقت چقدر است؟» معضب شوید و سعی کنید هر طور شده از پاسخ دادن طفره بروید؟ حتی اگر همکار صمیمی‌تان هم، چنین سوالی بپرسد، این احتمال وجود دارد که نخواهید به آن پاسخ دهید. همین اول بگوییم که چنین عکس‌العملی کاملا طبیعی است، اما اگر به دقت عمل نکنید، ممکن است به قیمت از دست رفتن دوستی‌تان تمام شود. اولین نکته‌ای که در این مورد به ذهن می‌رسد این است که اصلا چه دلیلی دارد<span id="more-1405"></span> با همکاران بیش از حد صمیمی شد که نتیجه این صمیمت، پرسیدن چنین سوالات شخصی‌ای باشد؟ اینکه ما با همکارانمان ساعت‌های بسیاری می‌گذرانیم، هیجانات اداری را با هم تجربه می‌کنیم، در روزهای سخت با همیم و بعضا درد و دل هم می‌کنیم، هیچ دلیل نمی‌شود حقوقمان را به یکدیگر بگوییم. چرا؟ دلیلش واضح است: با مخفی نگه داشتن میزان دستمزد، جلوی بسیاری از سوء تفاهم‌ها، دلخوری‌های بی‌مورد و رقابت‌های ناسالم گرفته می‌شود. بسیاری از پژوهشگران و متخصصان حوزه روابط کاری معتقد‌ند رد و بدل اطلاعاتی چنین شخصی، اصلا عاقلانه نیست و البته برای این عقیده‌شان هم دلایلی دارند.<br />
 با مخفی نگه داشتن حقوق، امنیتش را حفظ کنید: وقتی در یک کمپانی و در یک پست، چند کارمند با قابلیت‌های مختلف و در نتیجه دستمزدهای مختلف وجود داشته باشد، رو شدن میزان حقوق یک نفر، تمام برنامه‌ریزی مدیران را به هم می‌ریزد. مدیران ممکن است برای این کارشان دلایل مختلفی داشته باشند، از جمله اینکه تمام کارمندان سابقه کاری، مهارت، مدرک تحصیلی و قابلیت یکسانی ندارند. آن‌ها برای افزایش حقوق کارمندان، روند صعودی مشخصی در ذهن دارند و اگر یکی از کارمندان به خاطر تفاوت حقوقش با همکارانش اعتراض کند، تمام ساختار این روند از هم خواهد پاشید.<br />
 دموکراسی همیشه در محل کار مفید نیست: کمپانی‌هایی هم هستند که آزادانه حقوق افراد را اعلام می‌کنند. متخصصان حوزه منابع انسانی معتقدند تا زمانی که تمام کارمندان یک بخش، حقوقی مشابه نداشته باشند، این کار اصلا منطقی نیست. چون تفاوت دستمزد، هر قدر که جزئی باشد، غیرمستقیم بر بازده کاری کارمندان تاثیر می‌گذارد. شاید مدیران ارشد شرکت‌ها دلیلی برای این تفاوت دستمزدها در نظر دارند. اما تجربه به آن‌ها ثابت کرده پنهان‌کاری درباره حقوق کارمندان، در نهایت به نفع خود آن‌هاست. به این ترتیب که اگر حقوق کارمند، جزو اطلاعات سری شرکت باشد، مدیر می‌تواند با تغییر در آن به کارمند انگیزه ببخشد، او را جریمه کند یا باعث جدیت بیشتر کارمند در انجام وظایفش شود.<br />
 نگذارید پاداش کم، سابقه‌تان را خدشه‌دار کند: شرایط زیر را در نظر بگیرید: اول ماه است، حقوقتان را گرفتید و با همکار صمیمی‌تان درباره میزان آن صحبت می‌کنید. ناگهان متوجه می‌شوید که آن همکار، این ماه پاداشش چند برابر شماست؛ شمایی که شاید مهارت‌ها و توانایی‌هایتان از او بیشتر است و چند سال زودتر از او به شرکت آمده‌اید. با خود می‌گویید: «می‌روم و با رئیس در این باره صحبت می‌کنم». در این میان، مطمئنا هیچ تلاش نمی‌کنید لحظه‌ای به دلیل این تفاوت فکر کنید. چند ساعت بعد وقتی با حالت تهاجمی سراغ رئیس می‌روید و موضوع را با او مطرح می‌کنید، نتیجه‌اش به ضرر خودتان خواهد بود. احتمال بسیاری وجود دارد که رئیس در جواب بگوید: «دلیل این تشویق بیشتر، تلاشی است که همکارت برای رسیدن به موقعیت و موفقیت تو در پیش گرفته است. او، تو را الگویش قرار داده و می‌کوشد وظایفش را به نحو احسن انجام دهد. نمی‌دانستم از پیشرفت دوست و همکارت اینقدر برآشفته خواهی شد». بنابراین، بهتر است قبل از هر اقدامی، کمی فکر کنید و به عملکرد همکارتان در ماه گذشته بیندیشید و بعد، اگر باز هم دلیل این پاداش را متوجه نشدید، آن را به حال به خود بگذارید؛ آنچه در مغز روسا می‌گذارد، معمولا بر کارمندان پوشیده خواهد ماند.<br />
 از مزایای مخفی بودن دستمزدتان بهره ببرید: برقراری رابطه سالم با روسا، از دغدغه‌های اصلی کارمندان است و داشتن چنین رابطه‌ای، موهبتی است که بر پایه اعتماد و احترام متقابل استوار است. اگر شما و رئیس تنها کسانی باشید که از میزان حقوقتان خبر دارید، باید از این نکته به نفع خودتان استفاده کنید. چطور؟ این نکته می‌تواند موضوع صحبت‌های شما در جلسه‌هایی باشد که برای ارتقای سطح کاری، پیشرفت‌های حرفه‌ای و بررسی استراتژی‌های اداره شرکت برگزار می‌شود. در این میانه، می‌توانید از رئیس بپرسید برای داشتن حقوق و مزایای بالاتر در پست فعلی‌تان، چه راه‌هایی وجود دارد؟ او هم مطمئنا شما را راهنمایی خواهد کرد. در این صورت، خیالتان راحت باشد که با در نظر گرفتن این راهنمایی‌ها و البته، با مخفی نگه داشتن میزان دستمزد و آنچه میان شما و رئیس می‌گذرد، به زودی نتیجه‌اش را خواهید دید.<br />
به هر حال، صحبت آزادانه درباره حقوق و پاداش ماهیانه کارمندان در محل کار با همکارانشان، نه تنها بر روند حرفه‌ای آن‌ها تاثیرگذار است، بلکه حتی می‌تواند پایه‌های دوستی‌شان را متزلزل کند. شاید اصلا به همین دلیل است که می‌گویند برقراری ارتباط صمیمانه بیش از حد با همکاران، کار درستی نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1405</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>مرتب کردن پوشه عکس‌های بی‌‌نام و نشان</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1402</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1402#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 11:14:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فوت و فن]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 71]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1402</guid>
		<description><![CDATA[
دیده‌اید که چقدر عذاب‌آور است وقتی می‌خواهید عکسی را به یک نفر نشان دهید ولی با باز کردن پوشه عکس‌هایتان با انبوهی از فایل‌های گرافیکی روبه‌رو می‌شوید که نه اسم دارند و نه تاریخ. هر چقدر هم که سعی بکنید نمی‌توانید بفهمید فلان عکس مربوط به تولد چهار سال پیشتان بوده یا تولد شش سال [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/foot.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1403" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/foot-229x300.jpg" alt="" width="229" height="300" /></a></p>
<p>دیده‌اید که چقدر عذاب‌آور است وقتی می‌خواهید عکسی را به یک نفر نشان دهید ولی با باز کردن پوشه عکس‌هایتان با انبوهی از فایل‌های گرافیکی روبه‌رو می‌شوید که نه اسم دارند و نه تاریخ. هر چقدر هم که سعی بکنید نمی‌توانید بفهمید فلان عکس مربوط به تولد چهار سال پیشتان بوده یا تولد شش سال پیش. اینجاست که آرزو می‌کنید کاش کمی سیستماتیک‌ عمل می‌کردید و بعد از هر بار تخلیه دوربین، توضیحات عکس‌ها را نیز وارد می‌کردید. تازه اگر بیش از یک<span id="more-1402"></span> دوربین روی یک کامپیوتر تخلیه شود که کار سخت‌تر هم می‌شود. امروزه با استانداردهای EXIF و DCF اطلاعات مربوط به تاریخ عکس، دوربین و&#8230; در داخل خود عکس ذخیره می‌شوند و می‌توان به آن‌ها دسترسی پیدا کرد. اینجاست که نرم‌افزار کم‌حجم 700 کیلوبایتی Namexif به کار می‌آید. آن را از آدرسhttp://www.digicamsoft.com/softnamexif.html بگیرید.<br />
Namexif یک برنامه برای تغییر دادن گروهی اسم فایل‌ها است که در تمامی نسخه‌های ویندوز، در سه مرحله کار می‌کند:<br />
1- برنامه را اجرا کنید. فایل‌های تک‌‌تک یا یک پوشه شامل تعداد بسیاری عکس را اضافه کنید و Next را بزنید.<br />
2- در صفحه بعد انتخاب كنيد كه دوست داريد نام فايل‌ها در چه قالبي تغيير كند. مثلا بين تاريخ و ساعت خط تيره باشد يا خير يا يك كلمه خاص (مثلا «پیک‌نیک 85») به عنوان پسوند به تمام آن‌ها اضافه شود.<br />
3- حالا می‌توانید با یک دکمه تمام اسامی را تغییر دهید. اگر دوربین یا عکس شما از استاندارد EXIF پشتیبانی نکند، نام اصلی دست‌نخورده باقی می‌ماند.<br />
Namexif برنامه‌ای است که نیاز به نصب ندارد و می‌توان آن را به‌ عنوان یک برنامه قابل حمل در هر جایی استفاده کرد.<br />
حالا نرم‌افزار مجانی دیگری را به شما معرفی می‌کنیم که می‌توان با آن، تاریخ و زمان جاسازی شده در عکس را تغییر داد. Stamp که در آدرس <a href="http://www.klingebiel.com/tempest/hd/stamp.php4">http://www.klingebiel.com/tempest/hd/stamp.php4</a> قرار دارد، نرم‌افزاری است که نام عکس‌ها و ویدئو‌ها را براساس تاریخشان تغییر می‌دهد و در بعضی جنبه‌ها، نسبت به Namexif پیشرفته‌تر است. این برنامه می‌تواند تصاویر را مستقیما از دوربین منتقل کند و نامشان را به صورت گروهی تغییر دهد. همچنین برخلاف نرم‌افزار قبلی، فایل‌های تغییر نام ‌یافته را در یک پوشه دیگر نگهداری می‌کند که در صورت لزوم، بتوان به فایل‌های تغییر نیافته هم دسترسی داشت.<br />
از دیگر ویژگی‌های آن می‌توان موارد زیر را برشمرد:<br />
 انتخاب بین پنج فرمت مختلف در تغییر نام. Custom format یا فرمت اختصاصی که خودتان می‌توانید تعیین کنید نکته مثبت آن است.<br />
 فیلترهای مختلف برای اینکه بعضی فایل‌ها را از روند تغییر نام، خارج یا به آن داخل کنیم.<br />
 قابلیت‌های اضافی مثل «پیش‌نمایش»، تا ببینیم فایل‌هایمان به چه شکلی درخواهند آمد، گزارش ایرادها و&#8230; .<br />
این برنامه 2 مگابایتی، دستورالعمل قابل دانلود دارد و بد نیست که قبل از کار، آن را بخوانید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1402</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>فرصت‌های شغلی تئاتر، بسیار اندک است</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1398</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1398#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 08:05:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چشم‌انداز]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 69]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1398</guid>
		<description><![CDATA[
مانا لقمانی: امیر دژاكام از نام‌های شناخته شده در حوزه تئاتر است. او متولد ۱۳۴۱ تهران است و كارشناسی تئاتر را از دانشكده هنرهای زیبا و كارشناسی‌ارشد كارگردانی را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت كرده است. او تا امروز، بیش از ۴۰ نمایش نوشته و كارگردانی كرده كه اغلب این آثار، در میان فعالیت‌های گروه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/dej.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1399" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/11/dej-300x200.jpg" alt="" width="300" height="200" /></a></strong></p>
<p><strong>مانا لقمانی:</strong> امیر دژاكام از نام‌های شناخته شده در حوزه تئاتر است. او متولد ۱۳۴۱ تهران است و كارشناسی تئاتر را از دانشكده هنرهای زیبا و كارشناسی‌ارشد كارگردانی را از دانشگاه تربیت مدرس دریافت كرده است. او تا امروز، بیش از ۴۰ نمایش نوشته و كارگردانی كرده كه اغلب این آثار، در میان فعالیت‌های گروه «ماهان» است که او سرپرستی‌اش را به عهده دارد. دژاكام به عنوان استاد در دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه سوره و دانشكده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تدریس می‌كند و تا كنون، به عنوان داور در جشنواره‌های کشوری و استانی، منطقه‌ای، فجر، همایش سراسری تئاتر خیابانی، طنز، دانشجویی و&#8230; حضور داشته است. «شمس»، «شهرزاد»، «سیاوش‌خوانی»، «دزد دریایی»، «ضیافت شیطان»، «پسر كارون»، «اعجاز شقایق»، «رویاهای خلیج فارس»، «باران» و&#8230; از جمله آثار وی در عرصه تئاتر است.<span id="more-1398"></span><br />
<strong> چه شد که از میان رشته‌های نمایشی و هنری، کارگردانی تئاتر را برگزیدید؟</strong><br />
واقعیت این است که ما به مکان‌ها و کارها، شأن و منزلت می‌دهیم و با انتخاب‌هایمان و نحوه برخورد با آن‌ها به محیط اطراف خود، معنا می‌بخشیم. من اگر قرار بود یک رفتگر هم باشم و اگر این شغل را انتخاب کرده بودم، قطعا رفتگری بخشی از زندگی من می‌شد یا اگر یک نویسنده مي‌شدم، همان نوشتن بخشی از زندگی من مي‌شد. از آنجا که زندگی باارزش است، پس کاری که هر فرد انجام می‌دهد هم باارزش است. من حداقل در جهان هنر و حداکثر در سایر مسائل، چیز کم‌ارزشی نمی‌بینم. کارگردانی تئاتر جزو علاقه‌های من بوده و همان چیزی است که همواره دوست داشته‌ام. البته این سبب نمی‌شود که بگوییم کدام یک از هنرها ارزش بیشتری دارند. من به کارگردانی سینما نیز علاقه‌مندم و اگر موردی پیش بیابد، ممکن است در سینما هم کار کنم. اما در مجموع، آنچه که در من باقی خواهد ماند، همان علاقه‌ام به کارگردانی تئاتر است. آن هم به سبب رو در رو بودن با انسان زنده و گونه‌ای از حیات است که در این هنر وجود دارد و در هیچ هنر دیگری وجود ندارد. تئاتر فرایندی است که حتما باید تجربه‌اش کرد تا بتوان آن را فهمید. در تئاتر، گروهی از انسان‌ها سفری را آغاز می‌کنند و از تمرین تا اجرا، هر جای این سفر که نامنظمی وجود داشته باشد، به رسیدن به مقصد لطمه می‌زند و در این صورت، به راه هم آسیب می‌رساند. این لطمه سبب می‌شود همه انسان‌هایی که در این گروه با‌همند، دچار آزار و ناراحتی شوند و از آنجایی که تئاتر فعالیت دائمي یک گروه است، فعالیت شما ناقص می‌شود. به همین سبب، این رشد و حرکت لحظه به لحظه، لذت زیبایی‌شناسی خاص خود را به همراه دارد. البته اين حس در سایر هنرها و برای هنرمندان دیگر هم وجود دارد، اما هنرمندان تئاتر این مورد را بهتر می‌توانند درک کنند.</p>
<p><strong> از نخستین تجربه‌تان در تئاتر برایمان بگویید.</strong><br />
یادم می‌آید دوم راهنمایی که بودم، یک جایزه بازیگری در مسابقات کشوری دریافت کردم؛کتابی به نام «ماه» که درباره سیارات و آسمان نوشته شده بود و هنوز هم آن را دارم. پیش از آن، برادرانم با داریوش و هوشنگ فرهنگ همکاری داشتند و با آن‌ها که اهل کرمانند، نمایش اجرا می‌کردند. من در محیطی بزرگ شده بودم که تعزیه و نقالی بسیار اجرا می‌شد. دقیقا نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد، اما چنان به سمت این کار جذب شدم و در آن پیشرفت کردم که در همین رشته، ادامه تحصیل دادم. نخستین کار کارگردانی‌ام در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود. شاید تا زمان دیپلم، شش هفت سالی می‌شد که این فعالیت را انجام می‌دادم و با مرکز آموزش تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکاری می‌کردم.</p>
<p><strong> آیا برای این کار دستمزدی هم دریافت کردید؟</strong><br />
البته. اولین کار جدی‌ای که برایش دستمزد دریافت کردم، مربوط به زمان پس از دیپلم است. یادم می‌آید نخستین دستمزدم را در سال 1358 به مبلغ 30 تومان دریافت کردم. اما در همان موقع، کسانی بودند که تا 300 تومان هم دستمزد می‌گرفتند. البته من آن 30 تومان را دستمزد نمی‌نامم. چون بیشتر حالت پول توجیبی برایم داشت. من در آن نمایش، یک نقش را کامل بازی کرده بودم. فروش بلیت هم داشتیم که بلیت‌‌ها سه تومان بود. پس از آن، اولین حقوقی که به عنوان بازیگر گرفتم، به خاطر کار در نمایشی به نام «روی صحنه» به کارگردانی حسین مختاری بود که در تالار مولوی اجرا ‌شد. بعدها که وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم، پیشنهادهای بسیاری برای برخی مشاغل غیر از تئاتر داشتم که ماهانه 30 هزار تومان درآمد داشت. اما هرگز آن مشاغل را نپذیرفتم و بسیار جدی‌تر و دقیق‌تر نمایشی را در مدت 10 تا 12 ماه بازی کردم که بابت این مدت، تنها 8 هزار تومان دریافت کردم. به خاطر دارم 2 هزار تومان از همین مبلغ را هم وقتی با همسرم برای خرید رفته بودیم در یکی از خیابان‌های تهران، دزد زد! این برایم بسیار تلخ و ناخوشایند بود. با این وجود، باور داشتم که انسان برای رسیدن به موفقیت، باید تلاش بسیاری کند. در سال‌های 65-1364 که دانشجوی تئاتر بودم، هرگز حاضر نشدم تئاتر را کنار بگذارم و وارد فعالیت‌های دیگر شوم. حتی وقتی پیشنهاد شد در تعاونی فروشندگی کنم، نپذیرفتم. دانشجوی نمونه شدم و 2 بورس تحصیلی برای دکترا داشتم و شاید به خاطر اینکه بیشتر وقتم را برای کارگردانی گذاشتم، نتوانستم درسم را ادامه دهم.</p>
<p><strong> تفاوت کارگردانی تئاتر با کارگردانی سینما چیست و کدام دشوارتر است؟</strong><br />
هر 2 دشوارند و سختی‌های منحصر به خود را دارند. یک کاگردان سینما پس از آنکه زمان بسیاری را صرف فیلم‌نامه کرد، وارد مرحله پیش‌تولید می‌شود. در مراحل تولید، باید در شرایط متفاوت و گاه ناخوشایند از جمله برف، سرما و مکان‌های خطرناک کار کند. یک کاگردان سینما در زمان تولید در مقایسه با بازیگران، مرخصی و تعطیلی ندارد و باید در تمام مراحل آن، سر صحنه حضور داشته باشد. گاهی این حضور در مکان‌هایی است که نه جای خواب دارد و نه غذای مناسب. به هر حال کارگردانی برای سینما، حرفه‌ای طاقت‌فرسا است و خطرات خاص خود را دارد. در مقابل، تئاتر هم دشواری‌های خود را دارد و بیشترین دشواری آن به تمرین‌های بلندمدت بازمی‌گردد. به علاوه، دستمزدهای پایین، طولانی بودن زمان رسیدن نوبت اجرا، فاصله بسیار میان کارها و اینکه برخلاف کارگردان سینما که می‌تواند روی اثر خود تجدیدنظر کند، این امکان برای کارگردان تئاتر وجود ندارد از دیگر سختی‌های این حرفه است. به نظر من، آنچه گفته شد، تنها بخش ناچیزی از تفاوت ها و دشواری‌هاست. اما نباید در جهتی پیش برویم که یکی از این 2 را انکار کنیم، چرا که هر 2، زیبا و دوست‌داشتنی‌اند و سختی‌های خاص خود را دارند.<br />
<strong> به این ترتیب، مهم‌ترین مشکل شما در کارتان چیست؟<br />
</strong>مهم‌ترین مشکل در کار ما، تمرین و اجراست که بسیار سخت انجام می‌شود و باید به اینها تعریف نادرستی را بیفزاییم که درباره مکان اجرا در کشور داریم. ما باید منتظر نوبت اجرا در یک سالن باشیم و متاسفانه همه هنرمندان ما نوبت اجرا را پذیرفته‌اند. در حالی که مکان مناسب برای اجرای تئاتر، براساس تعریف تاریخ تئاتر، سالن تئاتر نیست، بلکه هر جایی که آرامش و بهداشت تصویری وجود داشته باشد، گروه می‌تواند برنامه‌اش را اجرا کند. این تعریف نادرست، سبب شده مکان اجرا محدود شود و در این صورت، محدودیت نوبت به وجود می‌آید. اگر اثری هم تماشاگر داشته باشد، نمایش آن به مدت طولانی ادامه پیدا نمی‌کند.</p>
<p><strong> برای حرفه‌ای شدن در تئاتر چه سختی‌هایی باید تحمل کرد؟<br />
</strong>ورود به تئاتر چندان ساده نیست؛ اولا فرصت‌های شغلی در آن بسیار اندک است و در این فرصت‌های شغلی کم، مسلما، بهترین انتخاب می‌شود. من مراجعات بسیاری برای ورود به تئاتر دارم. اما بسیاری از این افراد، حوصله سر ساعت حاضر شدن برای تمرین یا تمرین وقت و بی‌وقت و هر روز را ندارند. بسیاری از کسانی که وارد این حیطه می‌شوند، انتظار دارند در ابتدا بهترین نقش به آنان واگذار شود. وقتی من به سیر کار خودم در بازیگری نگاه می‌کنم که از کجا به این جایگاه رسیده‌ام، می‌بینم که از نقش‌های کوتاه شروع و پله‌پله حرکت کردم. بسیاری از افراد چنین تصور می‌کنند که پیشرفت در تئاتر، با پول و پارتی امکان‌پذیر است. اما این‌ها شاید برای مدت زمان کوتاهی کارایی داشته باشند. در نهایت، کسی واقعا پیشرفت می‌کند که هنرش بیشتر باشد. اگر کسی مانند بهرام بیضایی ماندگار می‌شود، نه به خاطر پول و پارتی، بلکه به سبب نبوغش است. اگر نبوغ وجود داشته باشد و فرد مطالعه بسیار و تحصیلات در این رشته را هم داشته باشد و مدام در حال کار، آموختن و تلاش باشد، می‌تواند در این کار حرفه‌ای شود. به هر حال، کسی می‌تواند در این رشته موفق شود که چیزی برای عرضه کردن داشته باشد و در غیر این صورت، به جایی نخواهد رسید.<br />
<strong> وضعیت معاش هنرمندان تئاتر چگونه است؟</strong><br />
متاسفانه وضعیت معاش این قشر، بویژه کارگردانان تئاتر، چندان مناسب نیست. برای نمونه، در سال‌های گذشته یک بازیگر درجه یک تئاتر، در بیش از پنج اثر نمایشی بازی می‌کرد، اما یک کارگردان تئاتر حداکثر می‌تواند سالی یک اثر نمایشی ارائه دهد و دستمزد یک کارگردان در مقایسه با دستمزد یک بازیگر تئاتر، اگر به ماه‌های فعالیت کارگردان تقسیم کنید، مبلغی حدود 200-300 تومان خواهد شد که بسیار ناچیز است. این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که هر کسی از جوانی به این خاطر به سراغ شغلی می‌رود که در آینده، درآمد کافی، پیشرفت و امنیت شغلی داشته باشد.</p>
<p><strong> به عنوان یک استاد، وضعیت آموزش تئاتر و رشته‌های مربوط به آن در دانشگاه‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟</strong><br />
آموزش تئاتر البته بحث مفصلی دارد. من از سال 1371 به این مسئله مشغولم و به صورت رسمی وارد دانشگاه شدم. پیش از آن هم آموزش را در بیشتر شهرهای کشور از جمله فیروزکوه، زاهدان، چابهار، کرمان، سیرجان، بندرعباس، مهاباد، سنندج، کرمانشاه و&#8230; تجربه کرده بودم. آموزش هنر را آموزش امر بدیع می‌نامند و همین، یک مشکل فلسفی در آموزش آن ایجاد می‌کند. اساتید هنر باید به این نکته توجه کنند که ابتدا باید تکنیک‌های هنر که در قدیم کار شده است را آموزش دهند. باید توجه داشت که هنر از فردی به فرد دیگر و از زمانی به زمان دیگر تغییر می‌کند. ما در آموزش هنر علاوه بر این نکات باید فضا، زمان، جامعه و نیازهای امروز خود را در نظر بگیریم. از نظر من، در آموزش تئاتر باید فضای باز و دموکراتیک و آرای گوناگون وجود داشته باشد. ما در آموزش این هنر باید بدانیم که هدفمان چیست و دقیقا چه چیز را به چه کسی آموزش می‌دهیم. مشکل ما در آموزش تئاتر، گاهی این تفکر است که استاد، تدریس هنر را با تدریس ریاضی و علوم تجربی اشتباه می‌گیرد و افراد برایش تفاوتی ندارند. در یک کلاس کارگردانی، دریافت دانشجویان از بحث کلاس متفاوت و در نتیجه، کارشان نیز مختلف است. از سویی، برخی اساتید نامدار تئاتر هم با وجود آثار به یادماندنی، هرگز ساعتی را در کلاس‌ها سپری نکرده‌اند و در مقابل، اساتید بسیار خوب دیگری را هم داریم که جایشان در دانشگاه‌ها خالی است و ما به دانش آن‌ها نیازمندیم.</p>
<p><strong> کسانی که به تئاتر علاقه‌مندند، اما رشته تحصیلی‌شان نبوده، چگونه و از کجا می‌توانند فعالیت خود را آغاز کنند؟</strong><br />
من در آموزشگاه‌های خصوصی سینما و تئاتر تدریس کرده‌ام. متاسفانه در حال حاضر، بیشتر آموزشگاه‌های آزاد روی بازیگری سینما تاکید دارند. توصیه و راهنمایی من به کسی که در تئاتر نبوده، این است که تلاش کند تا گروه او را باور کند و او هم گروه را به عنوان بستر آموزش بپذیرد، از کارهای ساده شروع کند تا بتواند در تمرین‌ها شرکت کند و خودش را نشان دهد. معمولا گروه‌ها بازیگران تازه وارد را سخت می‌پذیرند. پیش از هر چیز، باید یک اطمینان متقابل به وجود بیاید. در اینجا 2 راه وجود دارد که یکی، وارد آموزشگاه شدن است و راه دیگر، دانشگاه رفتن.</p>
<p><strong> بهترین و تاثیرگذارترین استاد شما در تئاتر چه کسی بوده است؟<br />
</strong>بهترین اساتید من در دانشگاه، دکتر فرهاد ناظم‌زاده کرمانی و خانم فرین‌دخت زاهدی در تئاتر و دکتر شاهین فرهت و کامبیز روشن‌روان در موسیقی‌اند. در درس‌های دیگر، سعید فلاح و دکتر جابر عناصری اساتید من بودند و پیش از دانشگاه هم بسیار مدیون مهدی ثانی و نخستین معلم تئاترم، علیرضا مددی‌ام.</p>
<p><strong> به نظر شما مطالعه تا چه اندازه در بهتر کردن و پیشبرد کارتان موثر بوده است؟</strong><br />
مطالعه در پیشرفت کارهای من تاثیر بسزایی داشته است. مثلا این روزها نمایش‌نامه‌ای می‌نویسم که باید درباره موضوعش، آگاهی کافی داشته باشم. ما گاهی در این حرفه ناچاریم درباره چیزهایی که به ذهن هیچ کس نمی‌رسد، فیش‌برداری کنیم. بنابراین، اساسا دنیای ما با همین مطالعات، گسترده‌تر می‌شود و هرگز بدون مطالعه نمی‌توان در عرصه تئاتر دوام آورد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1398</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>کارگردانی فقط گفتن «اکشن» نیست</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1395</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1395#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 07:54:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چشم‌انداز]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 67]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1395</guid>
		<description><![CDATA[
مانا لقمانی: در سال‌هاى اخير برخى صداهاى قدرتمند دنياى سينما از ايران برآمده است. در این میان، بسیاری از اين‌ها، صداى زنان سينماگر ايران بوده است؛ اگرچه ممکن است در بعضى جاها، بویژه غرب، تصور شود اين شعاع‌هاى نور در شرايط سخت به وجود آمده است. اينکه اين شرايط سخت در حدی وسيع وجود دارد، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/10/poran.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1396" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/10/poran.jpg" alt="" width="400" height="374" /></a></p>
<p>مانا لقمانی: در سال‌هاى اخير برخى صداهاى قدرتمند دنياى سينما از ايران برآمده است. در این میان، بسیاری از اين‌ها، صداى زنان سينماگر ايران بوده است؛ اگرچه ممکن است در بعضى جاها، بویژه غرب، تصور شود اين شعاع‌هاى نور در شرايط سخت به وجود آمده است. اينکه اين شرايط سخت در حدی وسيع وجود دارد، امرى است واقعى  که تنها راه بى‌نظير برای بيان داستان است که اتفاقا قوت و استحکام فيلم‌هاى ايرانى را سبب شده است؛ «اين قدرت در فيلم‌هايى که زنان سينماگر ايران ساخته‌اند بسيار قابل درک است».<br />
پوران درخشنده یکی از کارگردانان برجسته سینمای کشورمان متولد 1328 در کرمانشاه، دارای فوق‌دیپلم رشته کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینماست. درخشنده با ساختن فیلم‌های مستند در تلویزیون مرکز کرمانشاه (1352) و تهران (1354) فعالیت هنری خود را آغاز کرد. او با ساخته‌هایش جوایز بی‌شماری در جشنواره‌های داخلی و خارجی کسب کرد. از آثار شاخص او می‌توان به فیلم‌های رابطه (1365)، پرنده کوچک خوشبختی (1366)، عبور از غبار (1368)، زمان از دست رفته (1368)، عشق بدون مرز (1377)، شمعی در باد (1382)، رویای خیس (1384)، بچه‌های ابدی (1385) و حرفه‌ای‌ها (1387)، اشاره کرد.<br />
در تمامی آثار پوران درخشنده، دغدغه کودکان، نوجوانان، جوانان و معضلات اجتماعی وجود دارد. وی به تازگی مشغول فعالیت برای ساخت تازه‌ترین اثرش «هیس، دختران فریاد نمی‌زنند» است.<br />
با پوران درخشنده به گفت‌وگو نشستیم و از دغدغه‌های کارگردانان زن در ایران سخن گفتیم. خالق پرنده کوچک خوشبختی، حرف‌های بسیاری برای گفتن داشت.<span id="more-1395"></span><br />
<strong> با توجه به اینکه در زمان تحصیل شما، حضور زنان نسبت به زمان حاضر در جامعه کمتر بود، چه شد به کارگردانی روی آوردید؟</strong><br />
من در زمان کنکور در رشته پزشکی هم پذیرفته شدم؛ در مدرسه عالی سینما و تلویزیون هم. در آن روزگار دختران خیلی در این سطح وارد رشته‌های هنری نمی‌شدند. خانواده‌‌ام علاقه داشتند رشته پزشکی را ادامه دهم. به نظر آن‌ها، پزشکی حرفه‌ای ارزنده ‌است. اما من فکر می‌کردم کارگردانی رشته‌ایست که می‌تواند نیاز روحی جامعه را برآورده کند. به هر حال رشته کارگردانی را دنبال کردم تا هم نیازهای روحی خودم را پاسخ‌گو باشم و هم بتوانم با جامعه ارتباط نزدیک‌تری داشته باشم و گفته‌ها و عقایدم را منتقل کنم.</p>
<p><strong> آیا تفکیک جنسیت در حرفه کارگردانی صحیح است؟</strong><br />
در سال‌های گذشته کارگردانی، حرفه‌ای کاملا مردانه بود و در زمان پیش از انقلاب، ما به آن صورت کارگردان زن نداشتیم. البته در زمینه تئاتر چند کارگردان زن از جمله خانم حامدی و پری صابری حضور داشتند و در سینما، خانم شهلا ریاحی فعالیت می‌کرد که فیلم‌هایش به آن شکل اکران نشدند. به هر حال، مردها در ابتدای کار مطرح بودند و پس از انقلاب، من به عنوان نخستین کارگردان زن کار را شروع کردم. به سبب اینکه از دانشکده صدا و سیما فارغ‌التحصیل شده بودم و در تلویزیون، کار مستندسازی می‌کردم، به خود جرئت دادم وارد سینما شوم؛ این کار بسیار حساب شده و دقیق صورت گرفت،‌ می‌خواستم اگر یکی از آقایان از من مطلبی پرسید او را کاملا توجیه کنم. در کل، این فرصت را کارگردانان زن، خودشان برای خود ایجاد کردند و با تلاش فراوان، موانع را از سر راه برداشتند.</p>
<p><strong> چرا كارگردان زن در سینمای ایران كم داریم؟ دلیلش دشواری‌های کار است یا تمایل نداشتن؟<br />
</strong>ممکن است تمایل هم داشته باشند، اما باید یادآوری کنم که کارگردانی بسیار حرفه دشواری است و گاهی یک کارگردان، باید مانند یک کارگر ساده در جریان تولید فیلم کار کند و همه کاری را انجام دهد. کارگردانان ما برخلاف کارگردانان سایر کشورها که روی یک صندلی می‌نشینند و تنها فرمان «اکشن» می‌دهند، باید به همه چیز، از جمله تک‌تک عوامل، آدم‌ها و حوادثی که سر صحنه روی می‌دهند فکر کنند. بنابراین، نیاز به نوعی کارآموزی خاص احساس می‌شود که علاوه بر صحنه باید به پشت صحنه هم آگاه بود. یک کارگردان کمک می‌کند تا بازیگر، در لحظه همه نوآوری را از او فرا بگیرد. کارگردانان زن باید خیلی مقاوم و با پشتکار باشد تا بتواند کار را از اساس محکم پایه‌ریزی کند و ادامه دهد. </p>
<p><strong> بنابراین مشکلات کارگردانان زن برای حضور در عرصه سینما چیست؟</strong><br />
امروز دیگر مشکلات کارگردانان زن در ارتباط با برخورد عوامل تمام شده و بسیاری مایلند با کارگردان زن همکاری کنند. جالب است که بدانید در این زمینه با یکدیگر رقابت هم دارند و به باور من، چون کارگردانان زن ما هدفمند و با برنامه پیش رفته‌اند، خوب هم پذیرفته شده‌اند. بسیاری از فیلم‌های این کارگردانان، بالاترین رکورد فروش را دارند. به هر حال با توجه به تعداد جمعیت زنان در جامعه امروز، ما نیاز داریم تا از آنان در حرفه‌های گوناگون بهره بگیریم. به هر حال، کارگردانان زن، مخاطب خود را دارند که آثار کارگردانان زن مورد علاقه خود را دنبال می‌کنند.<br />
در کارگردانی ایرانی مشکلات کلی وجود دارد که خاص کارگردانان زن نیست و همه کارگردانان با آن‌ها دست به گریبانند. در زمان تولید یک فیلم، زمان به موقع سر صحنه حاضر شدن عوامل و برنامه‌ریزی چندان معنا ندارد. در واقع خود کارگردان اولین کسی است که سر صحنه حاضر می‌شود. سایر عوامل همیشه دلایل کلیشه‌ای و نخ‌نما شده‌ای برای دیر آمدن خود دارند؛ این امر برای عواملی که حضورشان خیلی جدی نیست نیز اتفاق می‌افتد، مانند عکاس که حتی با گفتن دروغ، سر صحنه حاضر نمی‌شود.</p>
<p><strong> شهرت چه میزان باعث كم رنگ شدن حضورتان در اجتماع می‌شود؟</strong><br />
به هر حال کارگردانانی که با مردم ارتباط دارند و به نسبت شناخته‌شده‌ترند، در جامعه حضور دارند. خود من، چون به مردم بسیار علاقه‌مندم و به آن‌ها اهمیت می‌دهم، برایشان وقت بسیاری می‌گذارم. هرگز به خاطر اینکه مردم وقتم را می‌گیرند، از آنان پنهان نمی‌شوم و درخواست‌های هر چند پیش پاافتاده آن‌ها را پاسخ می‌دهم. چون به هر حال ما برای مردم کار می‌کنیم و نظرات و انتقادات آنان برای ما، هم می‌تواند مهم باشد و هم سازنده. شهرت اگر در جهت غرور باشد، ارزشی ندارد؛ شهرت زمانی ارزش پیدا می‌کند که مردم از فرد به خوبی یاد کنند.</p>
<p><strong> راز درخشندگی «پوران درخشنده» در سینمای ایران و جهان چیست؟</strong><br />
من فکر نمی‌کنم خیلی درخشنده باشم؛ اما به نظرم چون با هدف وارد سینما شدم و این هدف که چیزی جز رضایت و ارتباط خوب با مردم نیست، برایم مهم بود، ماندگار شدم. در ضمن، تلاش می‌کنم تا هر جا امکان دارد، این صدا را به گوش جهان برسانم. من در انجمن فیلم‌سازان زن امریکا عضوم و در جشنواره‌های آنجا شرکت کرده‌ام.</p>
<p><strong> زمانی که وارد این حرفه شدید، خانواده تا چه اندازه مشوق یا مخالف شما بودند؟</strong><br />
خانواده من در ابتدا خیلی مخالفت می‌کردند؛ اما مادرم مشوق من بود و بعدها یکی از برادرانم بسیار به من کمک کرد. خیلی وقت‌ها پذیرفتن مسائل جانبی در هر کار، مانند شب دیر آمدن به خانه بسیار دشوار است و برادرم در این زمینه کمک بسیاری به من می‌کرد. در کل، خانواده برای عبور از همه موانعی که بر سر راهم قرار داشت، کمک بسیاری کردند. خودم نیز تلاش خستگی‌ناپذیری در این راه می‌کردم و هنگامی که خانواده این کوشش را می‌دیدند، نمی‌توانستند با من مخالفت کنند و راه را برایم هموار می‌کردند.</p>
<p><strong> برخی مشاغل به صورتی‌اند که فعالان آن‌ها ناچارند اوقات کمتری را در خانواده باشند. تاکنون این مسئله برای شما مشکل ایجاد کرده است؟</strong><br />
از نظر من اگر زندگی خود را براساس تفاهم و عشق بنا کرده باشیم، بی‌تردید هر 2 نفر با شناخت از یکدیگر روبه‌رو خواهند بود. اگر زنی می‌بیند که همسرش در راهی که علاقه دارد، در حال پیشرفت است باید مسیر را برای وی هموار کند؛ این موضوع درباره مردان نیز صادق است. در غیر این صورت، بعدها همین مانع شدن و همکاری نکردن طرفین با هم، سبب ایجاد اختلافات بسیاری در زندگی خانوادگی می‌شود. به هر حال، اگر من در حرفه خود موفق بوده‌ام، بخشی از این موفقیت را مدیون همکاری‌های همسر و خانواده‌ام هستم.</p>
<p><strong> تا چه اندازه فرزندان شما به این حرفه علاقه نشان می‌دهند و شما آنان را به ادامه راه خود تشویق می‌کنید؟</strong><br />
من اصولا در زندگی تلاش نمی‌کنم به کسی بگویم چه راهی را در پیش بگیرد و همواره بر این باورم که انسان‌ها باید آزاد باشند تا راهشان را خود انتخاب کنند. در عین حال، این طور هم نیست از راهی که خودم طی کرده‌ و موفق بوده‌ام، برای کسی حرف نزنم. به نظر من پدر و مادر وظیفه دارند با توجه به شناخت و تجربه خود، همواره از فرزندانشان جلوتر باشند و آنان را به مسیر درست راهنمایی کنند.</p>
<p> شما به عنوان کارگردانی که در دل سینمای حرفه‌ای ما قرار دارید و معمولا کمتر هم از بازیگران شناخته شده استفاده می‌کنید، تعریفتان از یک سوپر استار چیست؟<br />
من چندان با سوپر استار موافق نیستم و فکر می‌کنم که ماندگاری انسان، در سوپر استار شدن نیست و یک بازیگر خوب ماندن از سوپر استار شدن بهتر است. چون سوپر استار در نهایت افول می‌کند و تا زمان محدودی می‌درخشد. اما یک بازیگر توانا همیشه در عرصه هنر باقی می‌ماند.</p>
<p><strong> از نظر شما کارگردانی یک هنر است یا حرفه‌ای پردرآمد؟</strong><br />
یک هنر؛ اما می‌تواند به حرفه‌ای پردرآمد هم تبدیل شود و البته من هرگز به عنوان یک حرفه و منبع درآمد به آن نگاه نکرده‌ام. من به کارگردانی به عنوان مسئله‌ای که در من ایجاد انگیزه و عشقی می‌کند، نگریسته‌ام؛ سوژه‌ای که امروز در ذهن من جرقه زده، مرا به سمت پژوهش و مطالعه می‌کشاند و در نهایت، به سمت یک خلاقیت.</p>
<p><strong> بنابراین وضعیت معاش کارگردانان سینما را به نسبت بازیگران چگونه ارزیابی می‌کنید؟<br />
</strong>گاهی کارگردان بین شش ماه تا یک سال یا حتی بیشتر روی یک پروژه کار می‌کند و شما کمتر می‌بینید یک کارگردان هر سال یک اثر ارائه دهد؛ اما یک بازیگر در سال ممکن است در چندین فیلم بازی کند. به علاوه گاهی دستمزد یک بازیگر بیشتر از دستمزد یک کارگردان است. بنابراین دغدغه‌های یک کارگردان بسیار بیشتر از آن است که بتوان آن‌ها را در چند جمله خلاصه کرد. یک کارگردان برای تهیه فیلمش متحمل هزینه و دردسرهای بسیاری می‌شود و هرگز پولی از این راه به دست نمی‌آورد و اگر هم به دست آورد، باید آن را در راه حرفه‌اش خرج کند. البته وضعیت عده‌ای از کارگردانان که صرفا برای گیشه فیلم می‌سازند، کمی متفاوت است.</p>
<p><strong> یکی از نگرانی‌های شما در حرفه‌تان کمبود گاه و بیگاه مخاطب است. این مسئله چه لطمه‌ای به شما و شغلتان می‌زند؟<br />
</strong>این لطمه بیشتر در نبودن عدالتی است که درباره فیلم‌های فرهنگی-هنری و فیلم‌های گیشه‌ای وجود دارد و اینکه فیلم‌های گیشه‌ای، خیلی زود فروش می‌روند. چون در آن، از سوپر استارها استفاده شده است؛ اما فیلم هنری بازیگر دارد که گاهی پرفروش هم نیستند. مردم شاید به خاطر بازیگر‌ها به سینما نیایند؛ سینماداران هم به خاطر این بازیگرها، به سختی قرارداد می‌بندند.</p>
<p><strong> آیا شما به دیدن فیلم‌هایتان می‌روید تا واکنش مخاطب را از نزدیک ببینید؟</strong><br />
من عادت دارم اگر 15 نمایش در جشنواره فجر داشته باشم، هر 15 بار را به دیدن فیلم می‌روم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1395</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>حرفه‌ای برخورد می‌کنم</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1392</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1392#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 10:58:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چشم‌انداز]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 66]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1392</guid>
		<description><![CDATA[
ثمین نبی‌پور: سید محمود میران قهرمان ارزنده ملی و بین‌المللی ایران در رشته جودوست. او متولد سال 1353 است و در میان ورزشکاران پرافتخار ایران قرار دارد. از 16 سالگی به مدت 18 سال عضو تیم ملی و 14 سال هم کاپیتان تیم ملی جودوی ایران بود. امروز هم با وجود اینکه در عرصه‌های مختلفی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/10/jodo.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1393" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/10/jodo-300x266.jpg" alt="" width="300" height="266" /></a></strong></p>
<p><strong>ثمین نبی‌پور:</strong> سید محمود میران قهرمان ارزنده ملی و بین‌المللی ایران در رشته جودوست. او متولد سال 1353 است و در میان ورزشکاران پرافتخار ایران قرار دارد. از 16 سالگی به مدت 18 سال عضو تیم ملی و 14 سال هم کاپیتان تیم ملی جودوی ایران بود. امروز هم با وجود اینکه در عرصه‌های مختلفی از جمله هنر فعالیت می‌کند، از ورزش دور نیست؛ اخیرا سرمربیگری تیم ملی بزرگسالان جودو را پذیرفته تا داشته‌های چندین ساله‌اش را در اختیار جوانان بگذارد. میران البته دستی هم بر آتش کشتی آزاد و پهلوانی داشته و چون حد فاصل سال‌های 1373 تا 1376 در دسته سنگین‌وزن قهرمان شده، در ردیف پهلوانان سه ساله ایران قرار دارد و نامش کنار جهان پهلوان تختی، عباس زندی، مرحوم وفادار و علیرضا سلیمانی ثبت شده است. کمتر ورزشکاری پیدا می‌شود که علاوه بر ورزش حرفه‌ای، در رشته‌هایی چنین متنوع فعالیت کند و موفق باشد. با او درباره مربیگری، نقش مدیریت در ورزش قهرمانی، تجربیاتش از سال‌های لژیونری و کارهای هنریش گفت‌وگو کردیم.<span id="more-1392"></span><br />
<strong> چه شد که بعد از چند سال حضور درخشان در ورزش قهرمانی و کسب بیش از 40 مدال در مسابقات آسیایی و جهانی مختلف، سراغ مربیگری رفتید؟</strong><br />
من 18 سال عضو تیم ملی جودو بودم و تمام این سال‌ها، سعی کردم وظیفه‌ای که به عهده‌ام گذاشته شده را به بهترین نحو انجام دهم. بعد از این سال‌ها به این نتیجه رسیدم که وقت آن فرا رسیده تا تجربیاتم را به نسل‌های بعد منتقل کنم. به همین دلیل وقتی پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی به من شد، آن را پذیرفتم. چون وظیفه خودم می‌دانستم داشته‌هایم را در اختیار قهرمانان آینده جودو بگذارم.</p>
<p><strong> یعنی از اول می‌دانستید که بعد از سپری شدن سال‌های حضور در ورزش قهرمانی، سراغ مربیگری خواهید رفت؟</strong><br />
با وجود اینکه مربیگری، حرفه و وظیفه‌ایست بسیار دشوار، من معتقدم در حال حاضر وظیفه دارم به ورزشکاران جوان و خوش‌آتیه‌ای که در رشته جودو فعالیت می‌کنند، آموزش بدهم.</p>
<p> قبول مسئولیت مربیگری تیم ملی جودو از جانب شما، حواشی بسیاری داشت. بعضی معتقد بودند با توجه به رابطه دوستانه شما و آقای میراسماعیلی، مربی پیشین تیم ملی، احتمالا شما این مسئولیت را نمی‌پذیرید.<br />
به هر حال، حرفه‌ای برخورد کردن با مسائل یکی از ویژگی‌های اصلی شخصیتم است. من همیشه، از همان سال‌های اول حضورم در عرصه ورزش قهرمانی، مسائل را از هم جدا کردم و با دید حرفه‌ای به آن‌ها نگریسته‌ام. این اخلاق هم مربوط به سال‌های اخیر نمی‌شود؛ اصل کارهای من بر حرفه‌ای‌گریست. از اول زندگی‌ام، دلمشغولی‌هایم با بقیه فرق می‌کرد. وقتی سرمربیگری تیم ملی به من پیشنهاد شد، با توجه به همان احساس مسئولیتم آن را پذیرفتم و امیدوارم نتیجه‌اش هم مثبت باشد.</p>
<p><strong> آقای میران، شما تنها لژیونر ورزش جودو در ایرانید. از این چهار سال حضور در باشگاه المپیک نوتردام هلند و باشگاه شهرداری استانبول در ترکیه چه چیزهایی با خود آورده‌اید؟</strong><br />
این چهار سال، تاثیر بسیاری بر اندیشه‌ها و روش‌های من در مقام بازیکن و بعدها در مقام مربیگری داشت. هلندی‌ها ورزش را بسیار جدی می‌گیرند و به آن با دید حرفه‌ای می‌نگرند. سیستم ورزشی در هلند بسیار قوی است و همین سیستم است که به پرورش ورزشکاران حرفه‌ای و قدر کمک می‌کند.</p>
<p><strong> از نظر مدیریتی چطور؟ آیا تفاوتی میان مدیریت ورزش حرفه‌ای در ایران با هلند و دیگر کشورها وجود دارد؟</strong><br />
قطعا همین طور است. یکی از نکاتی که در هلند بسیار نمایان بود، انتقال تجربه از مربی به ورزشکار بود، به طوری که این کار خیلی راحت انجام می‌شد. همه سعی می‌کردند دانش و تجربه را از مربی بیاموزند و آن را در ورزششان به کار گیرند. در ایران اما، این‌طور نیست. بعضی وقت‌ها حاشیه ورزشکار از خود ورزش بیشتر می‌شود. یک سری افراد هستند که دائم سنگ‌اندازی می‌کنند و باعث پیچیده شدن روند آموزش، فراگیری و کسب تجربه می‌شوند. به نظر من مدیریت کلان ورزش ما باید با این معضل مبارزه کند تا ورزشکاران بتوانند فقط بر فعالیت حرفه‌ایشان تمرکز کنند. البته در این میان، خود بچه‌های ورزشکار هم باید نگاهشان را به زندگی با ورزش حرفه‌ای و قهرمانی عوض کنند. به هر حال مجموعه‌ای از عوامل باعث می‌شود ورزش قهرمانی یک کشور حرفی برای گفتن داشته باشد.</p>
<p><strong> یعنی مدیریت قوی تاثیر مستقیمی بر مدال‌آوری و موفقیت ورزشکاران در عرصه‌های بین‌المللی دارد؟</strong><br />
بله، کاملا همین طور است.<br />
 <strong>برگردیم به موضوع مربیگری. شما در رشته تربیت بدنی تحصیل کردید و در مسابقات ملی و بین‌المللی قهرمان شدید. بنابراین، علاوه بر تجربه شخصی، دانش آکادمیک لازم برای مربیگری را هم دارید. آیا یک مربی موفق، می‌تواند فقط در یکی از 2 حوزه تجربی و علمی متخصص باشد یا برای موفقیت، ترکیبی از هر 2 لازم است؟</strong><br />
مربی‌ای که سابقه ورزش قهرمانی دارد، از نزدیک با مشکلات ورزش آشناست و البته، زیر و بم قهرمانی را هم می‌شناسد. از طرف دیگر، دانش هم در این حوزه اهمیت بسیاری دارد. به هر حال، حرفه مربیگری چه از بیرون و چه از درون که به آن بنگری، حرفه‌ای سخت و پرمسئولیت است.</p>
<p> <strong>در سال‌های اخیر، نام سید محمود میران را علاوه بر حضورش در عرصه ورزشی حرفه‌ای و ملی، به خاطر فعالیت‌های هنری هم شنیده‌ایم. جودو کجا و نقاشی و عکاسی کجا؟</strong><br />
من از بچگی به هنر خصوصا عکاسی علاقه داشتم و اتفاقا در این حوزه، استعداد هم دارم. البته هرگز با فکر حرفه‌ای شدن وارد این عرصه نشدم. آن زمانی که تصمیم گرفتم عکاسی یا نقاشی کنم هم می‌دانستم که به قصد کسب درآمد نیست که آن را امتحان می‌کنم. هنر از لحاظ روحی و ذهنی کمک بسیاری به من کرد و البته، مردم هم که همیشه لطف داشتند و از این کارم، استقبال کردند.</p>
<p><strong> به جرئت می‌توان گفت شما این باور را شکستید که ورزش به ظاهر خشنی مثل جودو به هنر ربطی ندارد. در این میان، شهرت ورزشیتان چقدر بر موفقیت هنریتان تاثیر گذاشته؟</strong><br />
مطمئنا این نکته بر استقبال مردم از نمایشگاهم در کاخ سعدآباد تاثیر داشت. آن‌ها می‌خواستند ببینند میران جودوکار، در عرصه هنری چه چیزی برای ارائه کردن دارد. در ضمن، من معتقدم هر کس، در هر رشته‌ای که فعالیت می‌کند و در هر حوزه‌ای که استعداد و توانایی دارد، باید آن را بپذیرد. من هم با توجه به علاقه و استعدادم به هنر عکاسی و نقاشی که از کودکی همراهم بوده و همچنین به خاطر حس کنجکاوی که دیگر بخشی از شخصیتم شده، تصمیم گرفتم در هنر هم خودم را آزمایش کنم و نتیجه‌اش هم همان آثاری بود که در نمایشگاه عرضه شد.</p>
<p><strong> شما ورزشکار مدال‌آور ملی‌اید که بعد از سال‌های فعالیت حرفه‌ای، سراغ مربیگری رفته و در این میان، عکس می‌گیرد و نقاشی می‌کند و نمایشگاه هنری می‌گذارد. شنیده‌ایم مدتیست سراغ ‌کار آزاد هم رفته‌اید. وضع درآمد و دستمزد در هر کدام از این حوزه‌ها چطور است؟</strong><br />
(با شوخی می‌گوید: علاوه بر همه این‌ها، من رمالی و کف‌بینی هم می‌کنم). من هرگز در هنر، درآمدی برای خودم متصور نبوده و نیستم. تمام درآمد حاصل از نمایشگاه را هم صرف امور خیریه کردم. در سال‌هایی هم که ورزش قهرمانی را دنبال می‌کردم، درآمدم بستگی به قراردادهایم با لیگ و باشگاه‌ها داشت و البته اگر مدال می‌گرفتم، درآمدم بیشتر می‌شد. الان هم که سرمربیگری تیم ملی جودو را پذیرفتم، طبق قرارداد، حقوق ثابتی دارم که فدراسیون آن را پرداخت می‌کند. اخیرا هم که با یکی از قهرمانان کشور، یک شرکت تولید پوشاک ورزشی تاسیس کرده‌ام و درآمد مستقلی از ورزش دارم. نتیجه اینکه روی درآمد حاصل از فعالیت ورزشی، چه ورزشکاری و چه مربیگری، نمی‌شود حساب کرد. چون ورزشکار اگر مصدوم شود و نتواند بازی کند، خود به خود از جریان ورزش حرفه‌ای حذف می‌شود و کسی او را به کار نمی‌گیرد. مربیگری هم چندان حاشیه امنی ندارد، چون اگر مربی تیم تعویض شود، حقوقش هم قطع می‌شود. ورزش به تنهایی، هرگز برای من درآمدزا نبوده است.</p>
<p><strong> یعنی ورزشکاران حرفه‌ای هرگز نمی‌توانند روی درآمدشان حساب کنند؟</strong><br />
من مدتی در کشتی هم فعالیت می‌کردم. به جرئت می‌گویم در ورزش‌هایی مثل کشتی و جودو، نبود امنیت شغلی و دستمزد کافی و مستمر، بزرگ‌ترین مشکل برای ورزشکاران است. البته شاید در سایر ورزش‌ها این‌گونه نباشد.</p>
<p><strong> با این اوصاف، هیچ وقت به این فکر کرده‌اید که قید حضور حرفه‌ای در ورزش را بزنید و بروید سراغ عکاسی و نقاشی؟</strong><br />
نه. چون روی درآمد از طریق هنر هم حساب نمی‌کنم. در حال حاضر و با وجود تمام فعالیت‌هایی که در رشته‌های مختلف می‌کنم، از وضعیتم رضایت دارم.</p>
<p><strong> هر کسی در کودکی خیالی دارد و آینده‌ای برای خودش می‌سازد. امروزِ شما، چقدر با تصورات کودکیتان هم‌خوانی دارد؟</strong><br />
جالب است بدانید من به هر آنچه در کودکی تصور کردم، رسیده‌ام. حتی هنر را هم از بچگی دوست داشتم و می‌خواستم در آن فعالیت کنم. زندگیِ امروزم، تقریبا 95 درصد با آرزوهای کودکیم مطابقت دارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1392</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>استخدام 500 فارغ‌التحصيل جوان</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1389</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1389#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 06:49:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چشم‌انداز]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 65]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1389</guid>
		<description><![CDATA[
سمیه فتحی: نقش اقتصاد حمل و نقل در ساختار اجتماعی و اقتصادی و در تصمیم‌گیری‌های کلان کشوری از مهم‌ترین امور محسوب می‌شود. توسعه تجارت و بازرگانی هر کشوری بدون توجه به بخش حمل و نقل، ناقص و بی‌نتیجه خواهد بود. در علم اقتصاد عامل اصلی و محرک رشد اقتصاد هر کشوری حمل و نقل به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/10/12.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1390" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/10/12-300x168.jpg" alt="" width="300" height="168" /></a></strong></p>
<p><strong>سمیه فتحی:</strong> نقش اقتصاد حمل و نقل در ساختار اجتماعی و اقتصادی و در تصمیم‌گیری‌های کلان کشوری از مهم‌ترین امور محسوب می‌شود. توسعه تجارت و بازرگانی هر کشوری بدون توجه به بخش حمل و نقل، ناقص و بی‌نتیجه خواهد بود. در علم اقتصاد عامل اصلی و محرک رشد اقتصاد هر کشوری حمل و نقل به شمار می‌آید. به عبارتی، بالا بردن سطح خدمات حمل و نقل و کاهش هزینه‌های توزیع، موجب گسترش صنعت و توسعه تجارت می‌شود. از اين رو، توسعه نيروي انساني براي تقويت اين بخش امري غير قابل انكار است؛ چرا كه هر اندازه اين بخش نيروهاي كارآمد و متخصص داشته باشد، به همان ميزان مي‌تواند پويايي و رشد اقتصاد حمل و نقل كشور را سبب شود. <span id="more-1389"></span><br />
در اين راستا، وزارت راه و ترابري براي توسعه امور حمل و نقل كشور، جذب نيروي انساني جوان  فارغ التحصيل را در صنعت حمل و نقل، در اولويت قرار داده است. به طوري که به تازگي وزير راه و ترابري در پاسخ به این سوال خبرنگار فارغ‌التحصيلان كه آيا برنامه‌اي براي جذب نيرو در وزارت راه و ترابري داريد، اعلام كرد: «درتلاشيم 500 نيروي جوان فارغ‌التحصيل در بخش راه‌آهن استخدام كنيم».</p>
<p><strong> به سفارش رئيس‌جمهور، 500  نيروي جوان فارغ‌التحصيل جذب مي‌شوند<br />
</strong>دكتر حميد بهبهاني با تاكيد بر اينكه طبق سفارش رئيس‌جمهور بايد 500 نفر نيروي جوان فارغ‌التحصيل را جذب راه‌آهن شوند، گفت: «اين كار موجب تقويت نيروي انساني خواهد شد؛ اتفاقي كه تاكنون به دليل برخي از مشكلات در راه‌آهن انجام نمي‌شد». وي افزود: «در اين سال‌ها متاسفانه جذب نيروي جوان نداشته‌ايم. اگر نيروهاي فعلي وزارت راه بازنشسته شوند، ما نيرويي نداريم كه جايگزين آن‌ها كنيم. بنابراين ضرورت دارد نيروهاي جوانی كه در زمينه‌هاي مرتبط با صنعت حمل و نقل ريلي فارغ‌التحصيل شده‌اند را جذب كنيم. چرا كه يكي از برنامه‌هاي مهم وزارت راه و ترابري، نيروسازي است و قطعا فارغ‌التحصيلاني كه در صنعت حمل و نقل تحصيل كرده‌اند، بويژه فارغ‌التحصيلان راه‌آهن، در اولويتند. با توجه به اينكه توسعه بخش ريلي را در برنامه داريم و دغدغه وزارت راه و ترابري سامان‌دهي بخش ريلي و افزايش ظرفيت راه‌آهن است، در تلاشيم در اين زمينه جذب نيرو داشته باشيم. وزير راه تصريح كرد: «من واقعا شرمنده فارغ‌التحصيلانيم که در رشته‌هاي حمل و نقل تحصيل كرده‌اند و ما نتوانسته‌ایم آن‌ها را جذب كنيم. در حالي كه فارغ‌التحصيلي كه سال‌ها در دانشگاه درس خوانده و مهارت كسب كرده، باید در صنايع وابسته بويژه در بخش حمل و نقل جذب شود. لذا چه جايي بهتر از وزارت راه و ترابري و راه‌آهن؛ نیاز است امروز به جذب نيرو بپردازيم».</p>
<p><strong> مدت‌هاست در اين وزارتخانه نيروي جديد جذب نشده</strong><br />
بهبهاني با تاكيد بر اينكه به دنبال جذب مهندسان جوان در زمينه‌هاي راه و ترابري، حمل و نقل و عمران در وزارت راه و ترابري‌ايم، تصريح كرد: «مدت‌هاست در اين وزارتخانه نيروي جديد جذب نشده است و اگر تصور كنيم اين نيروها بازنشسته شوند، يك ساختمان از وزارت راه كم مي‌شود. لذا تاكيد ما اضافه شدن نيروهاي جوان به اين وزارتخانه است؛ اگر ورودي جوان داشته باشيم با خروج نيروهاي ورزيده هيچ‌گاه به تنگنا برخورد نخواهيم كرد».</p>
<p><strong> دانشجویان مثل بمب اتمند</strong><br />
وزير راه و ترابري با بيان اينكه حدود 20 سال است كه با دانشجويان سر و كار داشتم و از افتخارت بنده اين است كه استاد دانشگاهیم، گفت: «دانشجويان مانند بمب اتم مي‌مانند. اگر بداني چگونه با آن‌ها تعامل داشته باشي، مانند بمب‌ اتمي است كه جهت آن به سمت بيرون آماده براي اصابت به هدف است. اما اگر نداني، جهت اين بمب به سمت خودمان گرفته مي‌شود».<br />
بهبهاني خاطر نشان كرد: «امروز در بخش حمل و نقل بايد افتخار كنيم كه تعداد افراد تحصيل‌كرده افزايش يافته است. مي‌توانيم به مدد اين نيروهاي جوان بر توان داخلي تكيه كنيم. در حالي در گذشته اين گونه نبود. بسيار تلاش كرديم تا حداقل حمل و نقل، در بخش راه‌آهن، يك دانشكده مستقل داشته باشد. در زمان وزارت مهندس سعيدي‌كيا، كسی تصور نمي‌كرد كه روزي بتوان دانشكده راه‌آهن پايه‌گذاري كرد، اما با تلاشي كه با برخي از دوستان انجام داديم، توانستيم با همكاري مهندس سعيدي‌كيا وزير وقت راه ‌و ترابري و مهندس طائب، قرارداد تاسيس دانشكده راه‌آهن را به مبلغ 600 ميليون دلار براي خريد تجهيزات و تامين منابع ساخت توسط وزارت راه و ترابري امضا كنيم».</p>
<p><strong> با جذب افراد فارغ‌التحصيل ظرفيت‌ها را افزايش دهيم<br />
</strong>بهبهاني با تاكيد بر اينكه اين قرارداد ظرف نيم‌ ساعت بسته شد، گفت: «من دانشجوي اولين دوره دانشگاه علم و صنعتیم و فكر مي‌كنم تاريخچه اين صنعت را ‌كسی به غير از من نمي‌داند. در آن زمان، سرانه دانشجو در دانشكده صنعتي شريف 90 هزار تومان بود و دانشجويان علم و صنعت تنها 12 هزار تومان سرانه مي‌گرفتند كه با كمك سعيدي‌كيا و رايزني با كشورهاي ديگر سعي كرديم با بورسيه كردن دانشجويان، نيروي انساني متخصص را براي صنعت راه‌آهن تربيت كنيم».<br />
وزير راه و ترابري در پایان سخنانش گفت: «از روزي كه راه‌آهن در ايران پايه‌گذاري شد يعني 75 سال پيش تا پيش از انقلاب، 4 هزار و 500 كيلومتر راه‌آهن داشتيم و بعد از انقلاب تاكنون، 5 هزار كيلومتر ديگر راه‌آهن احداث شد و طبق برنامه پنجم توسعه و سند چشم‌انداز بايد 25 هزار كيلومتر راه‌آهن طي 16 سال آينده احداث شود. لذا اين امر بدون جذب نيروهاي جوان امكان‌پذير نيست. از اين رو در تلاشيم با جذب افراد فارغ‌التحصيل، ظرفيت‌ها را افزايش دهيم».</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1389</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>گفت‌وگو با محمدرضا هدایتی درباره دلمشغولی‌های شغلی گوناگونش</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1386</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1386#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Sep 2009 06:28:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چشم‌انداز]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 64]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1386</guid>
		<description><![CDATA[
مانا لقماني: محمدرضا هدايتي متولد ارديبهشت‌ماه 1352 در استان سيستان و بلوچستان است، كارش را از 10سالگي با تئاتر شروع كرد و خرداد سال 74 به تهران آمد. دوستش، اردشير رستمي (همان بازيگر سريال شهريار) برايش در انتشارات مرغ‌‌آمين کار پيدا کرد و دو سال و نيم در آنجا مشغول بود. از سال 1378 با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/09/hed1.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-1387" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/09/hed1-300x240.jpg" alt="" width="300" height="240" /></a></strong></p>
<p><strong>مانا لقماني:</strong> محمدرضا هدايتي متولد ارديبهشت‌ماه 1352 در استان سيستان و بلوچستان است، كارش را از 10سالگي با تئاتر شروع كرد و خرداد سال 74 به تهران آمد. دوستش، اردشير رستمي (همان بازيگر سريال شهريار) برايش در انتشارات مرغ‌‌آمين کار پيدا کرد و دو سال و نيم در آنجا مشغول بود. از سال 1378 با گروه مهران مديري در مجموعه‌هاي طنز كار مي‌كند و بازي جذاب او در نقش ياور طغرل رئيس ژاندارمري در شب‌هاي برره براي همه آشناست. هدايتي در اين نقش توانسته با بهره‌گيري از تكيه‌كلام‌ها و گويشي متفاوت، براي مخاطبان جاذبه‌اي ديگر داشته باشد.</p>
<p>او علاوه بر کارهاي کمدي، يک نقش متفاوت با ديگر کارهايش به صورت غيرکمدي در سريال «در چشم باد» ايفا کرده است. سال 80 يک فيلم کوتاه ساخت به نام «برخورد کوتاه» که سيد جواد موسوي فيلم‌نامه‌اش را نوشته بود. او همچنين در زمينه خوانندگي هم فعاليت کرده و يک آلبوم به نام برگ و باد از او وارد بازار شده است و در سال 83، 2 کنسرت داشت؛ يکي در شيراز و ديگري در اراک. جديدترين سريال محمدرضا هدايتي به نام« لطفا دور نزنيم» به کارگرداني مهدي مظلومي اين روزها از شبکه پنج سيما پخش مي‌شود. با او به گفت‌وگو نشستيم و از حرفه بازيگري پرسيديم.<span id="more-1386"></span><br />
<strong> از نظر شما اوج پیشرفت و موفقیت در حرفه بازیگری چه زمانی تحقق می‌یابد؟</strong><br />
از نظر من، این مسئله نهایت ندارد. این کار آن‌قدر متنوع است که هرگز نمی‌شود برایش نهایت در نظر گرفت. چون به تعداد داستان‌هایی که تبدیل به فیلم می‌شوند و به تعداد انسان‌های روی زمین، شخصیت و تیپ‌های مختلف شخصیتی وجود دارد. بنابراین آیا این امکان هست که بازیگری نقش همه انسان‌های روی زمین را بازی کند؟ به همین سبب، بازیگری نهایتی ندارد و هر کس باید نقشی را که می‌پذیرد، قابل باور ایفا کند.</p>
<p><strong> فضای بازیگری در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟</strong><br />
بازیگری شغلی نیست که متعلق به فرد خاصی باشد و هر کس این حق را دارد که در ابتدای امر بتواند جلوی دوربین بیاید. نوع کار معلوم می‌کند که آیا او می‌تواند ادامه دهد یا نه. من با بسیاری از افراد در مکان‌های مختلف برخورد دارم که به بازیگری علاقه‌مندند و از من راهنمایی می‌خواهند. آن‌طور که از گفته‌هایشان استنباط می‌شود آن‌ها بیشتر به جذابیت‌های ظاهری کار توجه دارند. اگر کسی واقعا به بازیگری علاقه‌مند باشد، از سال‌ها پیش از بازیگر شدن دست کم با خواندن چند مجله و کتاب سینمایی روی توانایی‌هایش کار می‌کند و در همان نشریات، حتما با آثار سینمایی، نقدها، بازیگران و کارگردانان آشنا می‌شود. اگر کسی غیر از این عمل کند، به راستی به سینما و بازیگری علاقه‌مند نیست و نمی‌تواند راه خود را بیابد. کسی که حقیقتا عاشق سینماست، درباره آن مطالعه می‌کند و آگاهی بسیاری درباره تاریخ سینما، سبک‌ها و افراد مطرح آن دارد. به جرئت می‌توانم بگویم بیشتر کسانی که به بازیگری ابراز علاقه می‌کنند، حتی یکی از این کارها را هم انجام نداده‌اند. گاهی برای کاری هم معرفی می‌شوند و چون می‌خواهند یک شبه ره صد ساله بروند، خیلی زود نسبت به کار دل‌زده و دل‌سرد می‌شوند و دست از کار می‌کشند. علاوه بر آن، تصورات نادرستی از جمله این تفکر که بازیگران افراد پول‌دار و بی‌مشکلی‌اند در ذهن افراد وجود دارد. هرگز نمی‌بینند یک بازیگر با چه دشواری‌هایی روبه‌روست. از سوی دیگر، اصل هنر و کار هنری هم تا اندازه‌ای فراموش شده است. متاسفانه بسیاری از کارگردانان در اندازه یک کارگردان نیستند تا بتوانند یک فیلم را خوب رهبری کنند. این افراد مطالعه کمی دارند و تحلیل درستی درباره کار خود و مسائل مربوط به سینما ندارند و تنها بعد فنی کار را در نظر می‌گیرند و جنبه هنری کار در دید آن‌ها بسیار کم‌رنگ است.</p>
<p><strong> البته این را هم باید در نظر بگیریم که سینما یک نوع صنعت است. درست است که هنر هم با این صنعت درآمیخته.<br />
</strong>البته که سینما یک صنعت است؛ اما صنعتی که از دل یک هنر بیرون آمده و باید اصالت هنری آن را حفظ کرد.</p>
<p><strong> شما در ژانرهای گوناگونی ایفای نقش کرده‌اید. خودتان بیشتر به کدام یک از این ژانرها علاقه‌مندید؟</strong><br />
من هرگز خودم را محدود به ژانر خاصی نمی‌کنم و دوست هم ندارم که این چنین باشم؛ چرا که وقتی کسی خود را محدود به شیوه خاصی بکند، جایی برای پیشرفت نخواهد داشت و لذت تجربه موارد دیگر را از خود می‌گیرد. چون ایفای هر نقشی مکاشفه و تجربه‌ای را به دنبال دارد و بازیگر ناچار است در میان افراد جامعه به دنبال کسانی که به این نقش نزدیک‌ترند، بگردد و از آنان الگوبرداری کند. بنابراین اگر کسی بخواهد خود را محدود به یک شیوه بازیگری کند، خیلی نمی‌تواند پویا باشد.</p>
<p><strong> با توجه به اینکه بازیگری در ژانر طنز علاوه بر دشواری‌هایش، دارای ظرافت‌های خاصی است، شما در این زمینه چه تجربیاتی دارید؟<br />
</strong>کار طنز چه در زمینه بازیگری و چه سایر زمینه‌ها بسیار دشوار است؛ در کار طنز، مخاطب انتظار دارد بخندد یا دست کم نیشخندی بزند. اما در کار جدی که به نظر من کار طنز هم در نوع خودش بسیار جدی است، مخاطب این انتظار را ندارد.</p>
<p><strong> از نظر شما یک طنز موفق چه ویژگی‌هایی دارد؟<br />
</strong>این موفقیت بستگی زیادی به موضوع آن نیز دارد و اگر طنز وارد خطوط قرمز شود، نمی‌توان چندان نظر مخاطب را جلب کرد. بویژه طنز ما که خطوط قرمز عجیب و غریبی دارد و به همه چیز نمی‌توان زیاد نزدیک شد. این در حالیست که در همه جای دنیا، کمدی به همه چیز می‌تواند نزدیک شود و البته اشتباهی که در بیان پاره‌ای از الفاظ شده است، خود همین واژه طنز است. در واقع، ما در سینما چیزی به نام طنز نداریم و طنز در حوزه ادبیات مطرح می‌شود. در سینما به جای طنز، کمدی و در شکل سنگین‌تر آن، کمدی سیاه داریم.</p>
<p><strong> وقتی برنامه روزبه‌روز تولید و پخش می‌شود، دشواری‌های کار را مضاعف می‌کند. لطفا درباره این سختی‌ها بگویید.</strong><br />
خوب این اتفاق بیشتر در زمان همکاری با آقای مدیری برای ما افتاده است و خیلی پیش آمده که در یک روز 45دقیقه ضبط کرده‌ایم و شب همان پخش شده است. جالب اینکه همین کارها برایم به نسبت بقیه، بسیار جذاب‌تر بوده است. چون وقتی فرصت کمتری داشته باشید، تمام کوشش خود را می‌کنید و همه نیروی خویش را به کار ببرید تا در لحظه، خلاقیت‌هایی را به کار بگیرید. ضمن اینکه درست در روزهایی که وقت کمتری داشتیم، کار بهتری ارائه داده‌ایم. در کارهای این چنینی دیگر فرصتی برای تکرار نیست و این خود سبکی شده بود که هرکسی نتواند با آقای مدیری کار کند. بسیار پیش می‌آمد که ما بازیگر مهمان دعوت می‌کردیم و او نمی‌توانست خوب با ما همراه شود.<br />
<strong>کار کردن در این مجموعه برای شما و اعضای گروه با توجه به این اقبال عمومی از برنامه، چه حال و هوایی دارد؟</strong><br />
البته مدتی است که به آن صورت چنین کارهایی نداشته‌ام.اما به خوبی می‌دانیم که همه همیشه منتظر یک مجموعه تازه با این شیوه‌اند. به هر حال همین که توانسته‌ایم رضایت مخاطب را جلب کنیم، بسیار جای خوشبختی است.</p>
<p><strong> شتاب و سرعت این نوع کار برای مجموعه‌سازی، لطمه‌ای در آن ایجاد نمی‌کند؟</strong><br />
چون به نوعی با کار همراه شده بود و ما هم به آن عادت کرده بودیم، چندان لطمه‌ای به آن وارد نمی‌کرد.</p>
<p><strong> با توجه به اینکه هر کاری جنبه‌های مثبت و منفی دارد، منفی‌ترین جنبه حرفه بازیگری چیست؟</strong><br />
حرفه بازیگری جنبه‌های منفی بسیاری دارد و از جمله اینکه یک بازیگر از روزی که بازیگر می‌شود، دیگر به خودش تعلق ندارد و مردم انتظارات بسیاری از او دارند. بازیگر هنگامی که در محیط‌های عمومی حاضر می‌شود، موظف به رعایت بسیاری از مسائل پیش پا افتاده و مهم است. ضمن اینکه بازیگر به سبب موقعیتش در هر جمعی نمی‌تواند حاضر شود.</p>
<p><strong> با توجه به همین گفته شما، آیا حرفه شما در محیط خانواده ایجاد مشکل می‌کند؟</strong><br />
در هر صورت ما، هم خوب یاد گرفته‌ایم که چطور در اجتماع ظاهر شویم و هم به این شرایط عادت کرده‌ایم که با پرسش‌هایی روبه‌رو شویم. خانواده هم شرایط شغلی ما را پذیرفته‌ و دیگر کمتر دچار مشکل می‌شویم.</p>
<p><strong> آیا تاکنون برایتان پیش آمده که پس از پایان کار، دستمزدی که دریافت می‌کنید همانی نباشد که در ابتدا برای آن صحبت شده بود یا در پرداخت‌ها تاخیر وجود داشته باشد؟</strong><br />
این مسائل در همه بخش‌های اقتصادی وجود دارد و در بازیگری بیشتر از سایر حرفه‌ها با این مسئله درگیریم. من امسال با وجود انجام سه کار، هنوز تا امروز دستمزدی نگرفته‌ام و اگر هم گرفته‌ام قسطی بوده است البته اگر کسی بخواهد به این کار به عنوان حرفه‌ای درآمدزا نگاه کند، سخت در اشتباه است. اگر فردی با چنین تفکری انرژی خود را در بازار بگذارد، بسیار موفق‌تر خواهد بود و بنابراین داشتن نگاه صد‌درصد اقتصادی به حرفه بازیگری اصلا منطقی نیست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1386</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>بانوان باید حقشان را از فدراسیون بگیرند</title>
		<link>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1381</link>
		<comments>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1381#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Sep 2009 07:08:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[چشم‌انداز]]></category>

		<category><![CDATA[شماره 63]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.fareghotahsilan.com/wp/?p=1381</guid>
		<description><![CDATA[گرفتاري‌هاي شغلي مربيان در گفت‌وگو با شهرزاد مظفر، سرمربي تيم ملي فوتبال بانوان

 زهره زیدی‌فرد: حکایت کودکی «شهرزاد مظفر» حکایت جالبیست. یک دختربچه عشق فوتبال در زمانی که هنوز مجوز بازی فوتبال برای بانوان ایرانی صادر نشده بود، از روی ناچاری به سمت والیبال کشیده می‌‌شود و در این رشته ‌چنان خوش می‌‌درخشد که خیلی زود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="TEXT-ALIGN: center"><strong>گرفتاري‌هاي شغلي مربيان در گفت‌وگو با شهرزاد مظفر، سرمربي تيم ملي فوتبال بانوان</strong></p>
<p style="TEXT-ALIGN: center"><a href="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/09/fot.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-1382" src="http://www.fareghotahsilan.com/wp/wp-content/uploads/2009/09/fot-300x262.jpg" alt="" width="300" height="262" /></a></p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"> <strong>زهره زیدی‌فرد:</strong> حکایت کودکی «شهرزاد مظفر» حکایت جالبیست. یک دختربچه عشق فوتبال در زمانی که هنوز مجوز بازی فوتبال برای بانوان ایرانی صادر نشده بود، از روی ناچاری به سمت والیبال کشیده می‌‌شود و در این رشته ‌چنان خوش می‌‌درخشد که خیلی زود افتخار پوشیدن پیراهن تیم ملی نصیبش می‌شود. اما در تمام این 10 سال، فکر و ذهن این دختربچه دیروز و جوان امروز، یک توپ سیاه و سفید چهل‌تکه بود که روی چمن سبز خط‌کشی شده به نرمی حرکت می‌‌کرد. به هر حال، سال‌ها گذشت و روزی که او منتظرش بود هر چند دیر، از راه رسید. شهرزاد، والیبال و افتخارات آن سال‌ها را خیلی آسان فراموش کرد و زود به عضویت یکی از تیم‌های مطرح فوتسال درآمد و پس از گذشت تنها 2 سال از این اتفاق خوب، با حضور در کلاس‌های مربیگری به جرگه معلمان فوتسال کشورمان پیوست. وی در حال حاضر عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال بانوان ایران را یدک می‌کشد و از این بابت احساس رضایت چندانی ندارد. برای یافتن چرایی این موضوع بد نیست تا انتهای این گفت‌وگو همراه ما باشید.<span id="more-1381"></span><br />
<strong> تحصیل در رشته اقتصاد بازرگانی و مدیریت یک شرکت تجاری چه سنخیتی با مربیگری فوتبال و تجارتی از این جنس دارد؟</strong><br />
راستش را بخواهید هیچ هم‌خوانی بین این 2 وجود ندارد. من همیشه از ورزش این واهمه را داشتم که روی درآمدزایی آن نمی‌توان حساب کرد و می‌دانستم که روزی مرا یک جا لنگ خواهد گذاشت. ضمن اینکه اصولا در کشور ما مربیگری شغل ناامنی است و هر آن ممکن است بگویند «از فردا نیا». بنابراین با علم به این قضایا، هیچ‌گاه به عنوان شغلی درآمدزا به مربیگری نگاه نکردم و سعی کردم در جایی غیر از فوتبال، دنبال کسب درآمد باشم.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"> <strong>فوتبال بانوان در آغاز راه، امیدهای بسیاری را با خود همراه کرد. اما اکنون و پس از گذشت چهار سال هیچ اتفاق خاصی در این رشته ندیدیم. شما بگویید چرا؟</strong><br />
فکر می‌کنم بزرگ‌ترین دلیلش این باشد که نگاه ما به مقوله فوتبال بانوان، ریشه‌ای نیست. ما چهار سال قبل که استارت این کار را زدیم، خیلی خوب شروع کردیم و نتایج بازی‌های غرب آسیا هم دلیل خوبی بر این مدعاست، ولی راهمان را خوب ادامه ندادیم. اگر با برنامه‌ریزی مناسب و اصولی حرکت کرده بودیم، قطعا می‌توانستیم فاصله‌مان را با تیم‌های مطرح آسیا کم کنیم. ولی این گونه نشد و اکنون پس از گذشت چهار سال، هنوز در بسیاری از استان‌های ما یک زمین چمن برای فوتبال دختران وجود ندارد. ضمن اینکه برخی مشکلات فرهنگی نیز در این ماجرا دخیلند؛ در برخی شهرها محدودیت‌های فکری موجود، سبب شده دختران ما اصلا اجازه کار در این زمینه را پیدا نکنند. یک بعد دیگر این عدم پیشرفت نیز به قضیه حامیان مالی بازمی‌گردد؛ چرا که وقتی پخش تلویزیونی در کار نباشد، تبلیغاتی هم صورت نمی‌گیرد و هیچ اسپانسری حاضر به سرمایه‌گذاری بدون بازگشت نمی‌شود. به عقیده من، مشکلات فوتبال بانوان و دلایل این عدم پیشرفتی که به آن اشاره کردید از حوصله یک گفت‌وگوی 100 صفحه‌ای هم خارج است.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"><strong> یکی از گلایه‌های همیشگی شما نبود بازی‌های تدارکاتی برای تیم ملی بوده است. در حالی که آقای کفاشیان ریاست فدراسیون فوتبال، می‌گوید او و مجموعه تحت مدیریتش هیچ‌گاه مانعی سر راه انجام این کار نبوده‌‌اند. بالاخره در اینکه تیم ما بدون حتی یک بازی تدارکاتی به بازی‌های مقدماتی جام ملت‌های آسیا فرستاده شد و با دست خالی هم بازگشت، چه کسی را باید مقصر بدانیم؟ شما یا فدراسیون؟</strong><br />
به دلیل یک سری محدودیت‌هایی که ما در برای تیم‌های خارجی قائل می‌شویم، آن‌ها سخت می‌پذیرند میهمان ما باشند. خب وقتی همیشه بی‌پولی فدراسیون سهم ما و سفرهای برون‌مرزی فوتبالیست‌های خانم می‌شود، بهتر است بیاییم و شرایط را برای حضور تیم‌های خارجی در ایران فراهم کنیم. من بارها گفته‌ام که متاسفانه فدراسیون به تیم‌های بانوان مثل فرزندخو‌انده خود نگاه می‌کند ولی حتی یک‌بار سر راه اعزام تیم‌های آقایان مانع‌تراشی نمی‌کند. به عقیده من، بانوان ما باید حقشان را از فدراسیون فوتبال بگیرند، اما فراموش نکنیم که ما بخشی از این مجموعه‌ایم، نه یک تیم در مقابل آن.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"> <strong>در یکی دو ماه اخیر زمزمه‌هایی مبنی بر آوردن یک سرمربی خارجی برای تیم ملی فوتبال بانوان به‌گوش می‌رسد و مسئولان فدراسیون با 2 مربی اکراینی و سوئدی هم گفت‌وگوهایی انجام داده‌اند. از آنجایی که در کشور ما فوتبال و سایر رشته‌های ورزشی به یک بازار اشتغال خوب و درآمدزا برای مربیان درجه چندم خارجی تبدیل شده، به عنوان یک مربی داخلی فکر می‌کنید حضور مربیانی از این دست بر فوتبال بانوان اثری محسوس خواهد داشت یا خیر؟</strong><br />
با کمال تاسف ما عادت کرده‌ایم به مربیان خارجی به چشم یک ابرانسان بنگریم. به گونه‌ای که همه، دست به سینه منتظر اوامر او بمانند و فورا نیز اطاعت کنند و این خیلی بد است که ما این امکانات و برخوردهای مهربانانه را با مربیان هم‌وطن خودمان نداریم. اگر یک مربی خارجی آمد و با همین بی‌امکاناتی ما رفت و تیم را به جایی رساند، آن وقت باید برایش هورا بکشیم. خوب مسئولان بیایند و همین امکانات را به ما بدهند و ببینند این کار چه نتیجه‌ای خواهد داشت. شاید جالب باشد بدانید در جام جهانی بانوان از کل تیم‌ها، فقط سرمربی یک تیم خانم بود و مابقی با مربیان مرد پا به میدان گذاشته بودند. بنابراین اگر آلمان، سوئد یا هر کشور دیگری مربیان زن خوب دارد چرا در کشور خودشان از دانش آن‌ها استفاده نمی‌شود؟ من به هیچ عنوان قصد ندارم بگویم مربیان خانم ایرانی ضعف ندارند، اما می‌گویم بیاییم علم 10 مربی داخلی را به‌روز و بدین ترتیب فوتبال بانوان را متحول کنیم. شاید مربی خارجی در یک مقطع اثرگذار باشد، ولی برای فوتبال زیربنایی ما چه خواهد کرد؟ با این همه به دلیل اینکه خواست قلبیم پیروزی تیم ملی ایران است، از این حضور استقبال می‌کنم و امیدوارم این کار، در این مقطع مسئولان را به خواسته‌هایشان برساند.<br />
<strong> طی سال‌های اخیر و خصوصا در فصل تابستان، رشد قارچ‌گونه مدارس فوتسالی را می‌بینیم که صرفا با هدف سودآوری، کارشان را شروع می‌کنند و شاهد این مدعا هم عدم معرفی حتی یک بازیکن نخبه از این مراکز به فوتسال باشگاهی و ملی کشور است. اما در کنار این بازار مکاره، اخیرا زمزمه‌هایی مبنی بر راه‌‌اندازی یک مدرسه فوتسال توسط شهرزاد مظفر شنیده می‌شود. خودتان بگویید در انجام این کار تا چه ‌اندازه می‌خواهید درآمدزایی کنید؟</strong><br />
صادقانه می‌گویم که در این کار، هدف اصلی ما آموزش است نه درآمدزایی. چرا که همیشه به عنوان یک مربی، آموزش برای سنین پایه را حلقه گمشده فوتبال بانوان دانسته‌ام. باشگاه‌های ما در بخش بانوان بسیار حقیرانه اداره می‌شوند و هیچ یک از آن‌ها در رده‌های نونهالان، نوجوانان وجوانان تیم ندارند و این موضوع را بارها و بارها طی تماس‌های متعدد یا حضوری با من مطرح کرده‌‌اند. لذا بر آن شدم تا یک مدرسه فوتبال راه‌‌اندازی کنم و البته کار را در ابتدا با فوتسال استارت می‌زنیم و از شهر تهران. در مرحله نخست، ما از داوطلبان 8 تا 18 سال ثبت‌نام خواهیم کرد تا در یک مدرسه دائمی و نه فصلی، آن‌ها را به طور اصولی آموزش دهیم؛ آموزشی که استمرار و تداوم و تکرار در آن باشد و مخاطبانش کسانی باشند که می‌خواهند کار را با جدیت دنبال کنند. من در این مدرسه به هیچ عنوان به فکر پرکردن اوقات فراغت بچه‌ها نیستم و قرار بر این است که مربیان مجرب و تعدادی از بازیکنان خوب کشورمان هم ما را در این را ه یاری دهند. امیدوارم کشف و معرفی استعدادهای ناب فوتبال بانوان در این مدرسه پاسخ مناسبی باشد برای سوال شما.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"> برخی از مربیان به نام کشور ما از جمله «حسین شمس» سرمربی تیم ملی فوتسال، معتقدند یک شروع فوتسالی، آینده درخشانی را برای یک فوتبالیست به همراه خواهد داشت و شاید در بین برخی چهره‌های شاخص فوتبال جهان، نام رونالدینیو به عنوان بازیکنی قابل ذکر باشد که از فوتسال به فوتبال آمد و بسیار خوش درخشید. شما به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال بانوان تا چه ‌اندازه به این مسئله اعتقاد دارید، خصوصا با علم به این موضوع که بانوان ما محدودیت‌های بیشتری برای بازی در زمین چمن دارند.<br />
شخصا معتقدم اگر کسی هدفش فوتبالیست شدن باشد، بهتر است کارش را با همان فوتبال شروع کند؛ چرا که تکنیک‌های فوتبال و فوتسال متفاوت است و تغییر عادت با بالا رفتن سن کاری دشوار است (تکنیک عادتی است که با تکرار تبدیل به مهارت می‌شود). ضمن اینکه بعضی تکنیک‌های فوتسال در فوتبال هیچ کاربردی ندارد. شک نکنید که یک فوتسالیست وقتی وارد زمین فوتبال شود در آن میان، گیج و شوکه می‌شود و کاری دشوار پیش رو خواهد داشت. کفش، توپ، کف‌پوش سالن و ابعاد زمین همه و همه در این دو متفاوتند.<br />
<strong> در خصوص تصمیم فدراسیون مبنی بر اعزام نکردن تیم ملی فوتبال بانوان به بازی‌های آسیایی «گوانگ جو» چه نظری دارید؟ در حال حاضر شما یکی از منتقدان اصلی این جریان محسوب می‌شوید.</strong><br />
 مسئولان فدراسیون با این بهانه که ما شانس مدال‌آوری در این بازی‌ها را نداریم، با اعزام این تیم مخالفت کرده‌اند. ولی سوال من این است که آیا تمام رشته‌هایی که قرار است اعزام شوند، قول مدال‌آوری داده‌‌اند؟ از مسئولان فدراسیون می‌‌پرسم برای تیمی که طی چهار سال به ‌اندازه انگشتان یک دست هم بازی‌ رسمی انجام نداده، عرصه پیشرفت کجاست؟ آیا اگر این تیم در بیشتر تورنمنت‌های آسیایی شرکت داده شود، فرصتی مناسب در اختیارش قرار نخواهد گرفت؟ بگذارید مثالی برای شما بزنم. تیم دختران اردن کارشان را مانند ما از چهار سال قبل آغاز کردند. آن‌ها در ابتدا بسیار نزدیک به ما حرکت می‌کردند اما اکنون مسیرشان از ما کاملا جدا شده؛ چرا که به این نتیجه رسیده‌‌اند که باخت‌های شروع کار هر چند زیاد، جریمه‌ای برای شروع دیرهنگام است. آن‌ها با حضور در بازی‌های آسیایی دوحه 2006، باخت‌های سنگینی را تجربه کردند، ولی مسئولان ورزش این کشور هیچ تغییری در کادر فنی تیم ایجاد نکردند، مربی را به سیخ و سلابه نکشیدند و نگفتند چرا به ژاپن و استرالیا و کره باختید. در حالی که در کشور ما هیچ کاری آسان‌تر از ‌انداختن توپ به زمین دیگران نیست.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"> <strong>شما در فصل گذشته سرمربی تیم فوتسال راه‌آهن تهران هم بودید و این تیم را به مقام قهرمانی لیگ برتر فوتسال رساندید. لطفا با تمام اشاراتی که نسبت به تبعیض موجود میان بانوان و آقایان داشتید، بگویید درآمد شما به عنوان یک مربی لیگ برتری با مربیان مرد این رشته قابل قیاس است یا خیر؟</strong><br />
اصلا قابل قیاس نیست. ضمن اینکه با وجود کسب این مقام قهرمانی، مسئولان تیم راه‌آهن تا امروز حتی یک ریال به من و بازیکنانم نپرداخته‌‌اند و خیلی راحت می‌گویند بودجه نداریم. اما تیم فوتبال آقایان را به اردوی ترکیه می‌فرستند و برایشان مربی خارجی می‌‌آورند. فقط به بانوان که می‌رسند آه در بساط ندارند.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"> حال که صحبت از حقوق و درآمد به میان آمد، بد نیست اشاره‌ای داشته باشید به اولین حق‌الزحمه دریافتی در طول زندگی کاریتان.<br />
فکر می‌کنم حدود سال، 78 بود که من به عنوان کارمند در جایی مشغول به کار شدم و اولین حقوق دریافتی‌ام 36 هزار تومان بود.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"> <strong>نسبت به آن سال حقوق بسیار پایینی بوده، این طور نیست؟</strong><br />
بله، یک استثمار واقعی بود و به همین دلیل خوب در خاطرم مانده است.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"><strong> گویا شما پیشنهادی برای مربیگری از سوی مسئولان ورزش پاکستان هم داشته‌اید؟</strong><br />
بله. پیشنهاد پاکستانی‌ها برای سرمربیگری تیم ملی فوتبال بانوان این کشور بسیار جدی است، ولی ترجیح می‌دهم با تمام مشکلات موجود در ایران بمانم و همین جا کار کنم.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"><strong> خانم مظفر برای ما بگویید که مدرک مربیگری شما در جایگاه کسی که مدت‌ها سرمربیگری تیم ملی بانوان بر عهده‌اش بوده، چیست و آیا توقف در این موقعیت برای شما جایز است یا خیر؟</strong><br />
همان طور که می‌دانید در ایران ما مدارج مربیگری را زیر نظر AFC طی می‌کنیم و تا امروز تنها دوره‌های مربیگری  B و C برگزار شده که مدرک من، درجه B است و باید 2 سال با این مدرک کارم را ادامه دهم. اما این در حالیست که هر سال، کلاس‌های مربیگری مختلفی در سراسر دنیا برگزار می‌شود و فدراسیون تا به حال هیچ اقدامی برای شرکت ما در این کلاس‌ها انجام نداده است، هر چند که بیشتر مربیان مرد هم با هزینه شخصی در این دوره‌ها شرکت می‌کنند. بنابراین من ناچارم برای به‌روز بودن، دائما به دنبال DVD و CD‌های جدید آموزشی باشم و با مطالعه کتب و استفاده از سرویس‌های اینترنتی، کیفیت کارم را بهبود ببخشم.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"><strong> لطفا کمی هم در خصوص لیگ عجیب و غریب فوتبال بانوان توضیح دهید. این همه تیم یک‌باره از کجا پیدا شدند و به جرگه لیگ برتری‌ها پیوستند؟<br />
</strong>خب تا سال گذشته، لیگ برتر ما تنها با حضور شش تیم برگزار می‌شد که این تعداد خیلی کم بود. از سوی دیگر با هر باشگاهی که صحبت می‌شد عنوان می‌کردند که اگر در لیگ برتر باشیم، تیم می‌دهیم. بنابراین خانم شجاعی، نایب رئیس فدراسیون تصمیم گرفت با افزایش تعداد تیم‌ها، مدیران باشگاه‌ها را راضی به تیم‌داری در بخش بانوان کند. این حرکت خوبی بود که انجام شد و اگر استمرار داشته باشد از سال آینده با یک درجه‌بندی صحیح، حدود 12 تیم را در لیگ برتر نگه می‌داریم و مابقی راهی دسته یک می‌شوند.</p>
<p style="TEXT-ALIGN: right"><strong> سوال پایانی اینکه آیا شما حاضرید در صورت استخدام نشدن یک سرمربی خارجی، باز هم به همکاری‌تان با فدراسیون فوتبال ادامه دهید یا خیر؟</strong><br />
با شرایطی که تا امروز کار کرده‌ام، دیگر حاضر به ادامه این همکاری نیستم. اینکه پس از هر باخت، دیگران خود را پشت سر من پنهان کنند، عین بی‌انصافیست و من تنها در صورتی پاسخ مثبت خواهم داد که فدراسیون سیاست و نگرشش را نسبت به مربی ایرانی و کار او تغییر دهد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.fareghotahsilan.com/wp/?feed=rss2&amp;p=1381</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
